کتاب ماکاموشی جلد 14, تعطیلات در هتل ژنده پنده, نوشته جرونیمو استیلتن, ترجمه, فریبا چاوشی, نشر
آن شب, پسر عمویم, تراپولا, بهم زنگ زد و برای شام دعوتم کرد. تراپولا یک بار آشپز قلعه ای ترسناک در سرزمین موش های خون آشام بود. حالا خیال می کند یک سرآشپز حرفه ای است. راستش را بگویم, آشپزی تراپولا اصلا تعریف ندارد. ولی خیلی به خودش می نازد. خیال می کند می تواند توی موش تی وی برنامه ی آشپزی مخصوص خودش را راه بیندازد!
وقتی رسیدم خانه اش, کنار اجاق گاز مشغول بود.
ابری از دود بالای سرش سرگردان بود.
نیشش را باز کرد و گفت: پسر عمو جون, به موقع رسیدی! برای پیش غذا صدف سرخ شده ی محشری درست کردم که نگو!