در کتاب قطور تاریخ فصل
جدیدی پدیدار شده است که سخت عاشقانه است. فقط آنان که دریافتند جان بی
جانان همچو مرداری بیش نیست عزم بر هجرتی بزرگ جزم کردند تا به معشوق
برسند. اما این هجرت نه پیمودن کوهها و دشتها و راهها بود ونه گذر از
شهرها و روستاها بلکه هجرتی بسیار عظیمتر بود. هجرت از درون خویشتن. آری
میتوان از درون خویش هجرت کرد؛ اما بال پرواز نه هر کسی را شاید. بال
پرواز فقط بر شانه پرستوهای عاشق میروید. پیمان عشق بستن کار آسانی است؛
اما تا آخر بر سر پیمان ماندن نه کار هر خسی است. مرغ زرین میخواهد و در
آمدن در آتشهای نمرودیان. شیرمردی باید این راه شگرف، تا عاشقانه و حیران
در ره عشق گریان و خندان راه بپیماید .
شهید حاج حمید رمضانی در عنفوان جوانی هجرتی عاشقانه از درون بهسوی
معشوق آغاز کرد و چندین سال بر سر این پیمان پایمردی کرد. او در کوران
حوادث انقلاب اسلامی و دفاع مقدس مردانه دست از جان شست و پای در این راه
نهاد و سرانجام به سرمنزل مقصود رسید. کتاب مهاجر عشق سرگذشت مستند این
مهاجرت عاشقانه است. این کتاب حاصل سه سال پژوهش و بیش از صد ساعت مصاحبه
(از جمله ۳۶ ساعت مصاحبه توسط محمدرضا رشیدی و ۱۰ ساعت مصاحبه توسط بهزاد
شیخی) و جمعآوری اسناد مکتوب و غیرمکتوب از خانواده و دوستان و همرزمان
شهید و ارگانهایی مانند بنیاد شهید انقلاب اسلامی و مرکز اسناد دفاع مقدس
است که تعدادی از این اسناد انتخاب و در بخش پایانی کتاب درج شده است.
همچنین منبع اغلب خاطرات برای اطلاع علاقهمندان در پانوشتهای متن کتاب
نیز ذکر شدهاند.
بریدهای از کتاب مهاجر عشق
تو
عملیات خیبر دشمنرو غافلگیر کردیم عملیات تو هوریه عملیات بزرگ و ویژه
بود؛ چون چند لشکر، یعنی عمده قوامون رو از یه تالاب و مرداب عبور دادیم؛
اما تو عملیات بدر دشمن استقرار پیدا کرده بود و موانع غیر قابل عبوری
ایجاد کرده بود به نظر من این موانع واقعاً غیرقابلعبور بودن و قابلیت
شناسایی و عملیات وجود نداشت. اگه دیدیم این کار انجام شد کار فوقالعاده
حاج حمید رمضانی و بچهها و لطف بزرگ خدا بود.