انسان و سرنوشت در اصل بحث هایی بوده است که استاد شهید آیت الله مطهری در سالهای پس از قیام 15 خرداد 1342و بعد از تبعید امام خمینی (ره) به ترکیه در جمع گروه مبارز هیئتهای موتلفه اسلامی به صورت درس ایراد کرده اند.
اطلاعات کتاب
نام کتاب :
انسان و سرنوشت
نويسنده ، مولف :
استاد شهید مرتضی مطهری
گرداوري ، مترجم :
استاد شهید مرتضی مطهری
نشر ، ناشر ، انتشارات :
صدرا
تعداد صفحه / قطع و نوع جلد :
144 ص, رقعی, جلد شمیز
نوبت چاپ و سال چاپ :
پنجاه و سوم 1398
قيمت پشت جلد کتاب ( تومان ) :
30000
موضوع :
سرنوشت
شابک :
9789645600158
تگ ها :
خرید اینترنتی کتاب انسان و سرنوشت نشر صدرا, خرید کتاب انسان و سرنوشت, خلاصه ی کتاب انسان و سرنوشت, آثار انتشارات صدرا, چاپ پنجاه و سوم, مرتضی مطهری, انسان و سرنوشت, انسان و سرنوشت اثر مرتضی مطهری,
برشی از کتاب
کتاب انسان و سرنوشت اثر مرتضی مطهری
سرنوشت!قضا و قدر!کلمه ای رعب آور تر و هراس انگیز تر از این دو کلمه، پرده گوش بشر را به حرکت نیاورده است.
هیچ چیز به اندازه اینکه انسان آزادی خود را از دسترفته و خویشتن را مقهور و محکومِ نیرومند تر از خود مشاهده کند و تسلط مطلق و بیچون و چرای او را بر خود احساس کند، روح او را فشرده و افسرده نمیسازد.
میگویند بالاترین نعمتها آزادی است و تلخترین دردها و ناکامیها احساس مقهوریت است؛ یعنی اینکه انسان، شخصیت خود را لگدکوب و آزادی خود را به تاراجرفته ببیند و خود را بر برابر دیگری مانند گوسفند در اختیار چوپان مشاهده کند و خواب و خوراک و موت و حیات خویش را در دست اقتدار او ببیند.
آن ((تسلیم و رضا))که از نبودن ((چاره)) و مقهور دیدن خود ((در کف شیر نر خونخواره ای)) پیدا شود، از هر آتشی برای روح آدمی گدازندهتر است.
این در صورتی است که انسان خود را مقهور و محکوم انسانی دیگر زورمندتر یا حیوانی قویپنجه تر از خود مشاهده کند. اما اگر آن قدرت مسلط، یک قدرت نامرئی و مرپوز باشد و تصور خلاصی از آن و تسلط بر آن، تصور امر محال باشد چطور؟مسلماً صد درجه بدتر.
یکی از مسائلی که توجه بشر را همیشه به خود جلب کرده است این است که آیا جریان کارهای جهان طبق یک برنامه و طرح قبلیِ غیر قابل تخلّف صورت میگیرد و قدرتی نامرئی، ولی بینهایت مقتدر، به نام سرنوشت و قضا و قدر بر جمیع وقایع عالم حکمرانی میکند و آنچه در زمان حاضر در حال صورت گرفتن است و یا در آینده صورت خواهد گرفت در گذشته، معین و قطعی شدهاست و انسان مقهور و محجور به دنیا میآید و از دنیا میرود؟یا اصلاً و ابداً چنین چیزی وجود ندارد و گذشته هیچ نوع تسلطی بر حال و آینده ندارد و انسان که یکی از موجودات این جهان است، حرّ و آزاد و مسلط بر مقدّرات خویشتن است؟یا فرض سومی در کار است و آن اینکه سرنوشت، در نهایت اقتدار برسراسر وقایع جهان حکمرانی میکند و نفوذش بر سراسر هستی بدون استثناء گسترده است؛ در عین حال، این نفوذ غیرقابل رفابت و مقاومت ناپذیر کوچکترین لطمهای به حرّیت و آزادی بشر نمیزند.اگر اینچنین است، چگونه میتوان آن را توجیه کرد و توضیح داد؟