کتاب بازنویسی منتهی الامال شیخ عباس قمی 2-1, شیخ عباس قمی, فاطمه احمدی, بین الملل
برشی از کتاب:
برخی از معجزات رسول خدا
ضمانت از آهو
از ام سلمه
روایت شده است روزی حضرت رسول ﷺ در صحرایی راه می رفت ناگاه صدایی شنید که می گفت:
«یا رسول الله حضرت به هر سو نگریست کسی را ندید. بار دیگر صدا را شنید ولی کسی را
ندید در سومین بار آهویی را دید که آن را بسته بودند. آهو خطاب به حضرت گفت: «مرد
عربی مرا شکار کرده و من دو بچه در این کوه دارم تو مرا آزاد کن تا بروم به آنها
شیر بدهم و بازگردم. حضرت فرمود: «آیا باز می گردی؟» گفت: «اگر بازنگشتم خدا مرا
مانند بدهکاران عذاب کند. حضرت او را آزاد کرد. آهو رفت و فرزندان خود را شیر داد
و زود برگشت و حضرت دوباره او را بست. وقتی مرد عرب این حال را دید، عرض کرد: «یا
رسول الله، او را آزاد کن وقتی حضرت آهو را آزاد کرد آهو در حالی که می دوید. می
گفت: «أشهد أن لا إلهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّكَ رَسُولُ الله .
این شهر آشوب روایت میکند آن آهو
را یک فرد یهودی شکار کرده بود. وقتی آهو نزد فرزندان خود رفت و این قصه را برای
آنان نقل کرد، گفتند: «چون حضرت رسول ضامن تو شده و منتظر تو است ما شیر نمی خوریم
تا به خدمت آن حضرت برویم.» آنگاه با هم خدمت حضرت شتافتند و بر او درود فرستادند
و بچه آهوان صورت های خود را به پای حضرت مالیدند. یهودی با دیدن این منظره گریست
و مسلمان شد و آهو را آزاد کرد. سپس در آن محل، مسجدی ساختند. آن حضرت زنجیری به
عنوان نشانه بر گردن آهوها بست و فرمود: گوشت شما را بر شکارچیان حرام کردم.
والخرائج و الجرائح، ج ۱، ص ۳۷: قصص الانبياء راوندی، ص ۳۲.
الخرائج و
الجرائح، ج ۱، ص ۱۳۷ مناقب ابن شهر آشوب، ج۱، ص ۱۳۲) شرف النبي، من ۱۵۷