من اولین بار سال ٤٩ خانم را دیدم در آن زمان حاج احمد آقا مجرد بود که بلافاصله همان سال خانم به ایران آمد و به خواستگاری خانم طباطبایی رفت و ایشان بعد از مراسم ازدواج احمد آقا به نجف آمد اما مراوده من با ایشان از تابستان سال ۱۳۵۰ در سوریه شروع شد در دیدار اول به صورت کاملاً اتفاقی من و خانم که مرحوم آیت الله حاج سید مصطفی همراه ایشان بود در یک ماشین قرار گرفتیم آنها را نمی شناختم خطاب به همسرم حجت الاسلام محتشمی پور بعد از دیدن مرحوم حاج آقا مصطفى به همراه خانم گفتم چه زن و مرد بامزه ای همسرم به من گفتند که این دو همسر و فرزند امام خمینی(س) .هستند آنها خیلی با هم صمیمی بودند. خانم همچنین با دیگر فرزندان خود نیز رابطه صمیمی و مهربان داشت در زمان اقامت خانم در نجف فرزندان دختر ایشان دو نوبت به نجف آمدند که در هر دو نوبت ما در منزل امام به دیدن آنها رفیتم و من در این دو بار شاهد یک رابطه صمیمی و باصفای مادرانه بین خانم و فرزندان دخترش که آنان خود دارای فرزند ،بودند بودم؛ اما در عین این صفا و صمیمت خانم با دختران یک حالت احترامی هم بین آنها حاکم بود که با شناختی که من از شخصیت ایشان پیدا کرده بودم غیر از این انتظار نمی رفت. حتی در آن ایام بـه خاطر دارم که یک بار حاج احمد آقا بعد از ازدواج با خانم طباطبایی به نجف آمدند و ما برای دیدن ایشان وارد منزل امام شدیم من دیدم که خانم خیاطی میکردند و برای حاج حسن اقا که در آن زمان شیرخواره بودند و روی دست و پا راه میرفتند دو عدد شلوار دوختند و میگفتند این شلوارها را میدوزم تا زانوهای بچه آسیب نبیند برای من جالب بود که خانم در آن سن و سال این طور با مهربانی فراوان به فکر نوه های خود بودند.
رفتاری توأم با احترام نسبت به امام داشتند بر خلاف روشی که خانمها دارند و همواره وقتی در جمع های زنانه قرار میگیرند از شوهر و همسر خود با صیغه مفرد سخن میگویند همسر حضرت امام همواره در جمع ها وقتی میخواستند مطلبی را از امام نقل قول کنند افعال را به صورت جمع به کار میبردند و همواره رفتاری توأم با احترام نسبت به امام داشتند و این رفتـار خـانـم روی فرزندان ایشان نیز اثر گذاشته بود و همه فرزندان امام و حتی نوه ها امروز در به کار بردن افعالی که به نوعی نقل قول از همسر امام محسوب می،شود از افعال با صیغه جمع استفاده کنند