فکر کنم ماشینتحریر حرف زد معمای خانوادگی پیچیدهای پر از اندوه و امید است که دنیای بزرگسالان را از نگاه نوجوانها به تصویر میکشد. قهرمان ماشینتحریری است که حرفهای زیادی برای گفتن دارد. الی میلینگتون، اولین اثرش را واقعا با یک ماشینتحریر عتیقه نوشته و قلمش در عین سادگی پُر از بازیهای زبانی است. در عصرِ گوشیهای هوشمند، این کتاب حتی اگر تابهحال از نزدیک ماشینتحریر ندیده باشید هم حس نوستالژی را در وجودتان زنده میکند، و بااینکه پر از لحظات شیرین و دوستداشتنی است، مخاطبِ جوان را با مفاهیمی روبهرو میکند که حرفزدن از آنها حتی برای بزرگترها آسان نیست؛ چیزهایی مثل سوگواری، مقابله با بیماری و رازهای خانوادگی.
فکر کنم ماشینتحریر حرف زد... بله درست است، این کتاب از زبان ماشینتحریری به نام اُلیوِتی است و داستان خانوادهای را تعریف میکند که سالهاست از روزهای خوش و شیرین گذشته فاصله گرفتهاند؛ ماشینتحریر دیگر بلااستفاده شده و خانواده صمیمیت سابق خود را از دست داده است. در چنین فضایی، مادر خانواده هم ناپدید میشود و اوضاع کاملا بههم میریزد. تکتک کلماتی که مادر خانواده پیش از ناپدیدشدنش تایپ کرده بود، در دل اُلیوِتی محفوظ مانده است. حالا، ارنستِ دوازدهساله و گوشهگیر، باید از کلمات ماشینتحریر به سرنخهایی برسد که به کمک آنها مادرش را پیدا کند.