سید علی خامنه ای ایران را نه به عنوان یک موضوع سیاسی، بلکه به عنوان یک اثر هنری زنده دوست داشت. با فراز و فرود با لحظات شکوهمند و لحظات دردناک ایران او فرش داشت و موسیقی داشت و شعر داشت و کوه داشت و زبان داشت و قوم داشت و فیلسوف داشت و شاعر داشت و زن کوهنورد داشت و مرد کویرشناس داشت و نوروز داشت و محرم داشت و چهارگاه و همایون داشت و همه اینها با هم یک ارکستر بودند. ارکستری که هر سازش نغمه ای داشت، اما همه با هم یک آهنگ می نواختند. و آن آهنگ امید بود. و آقای خامنه ای دستش را برای همین ایران مشت کرده بود.
کتاب حاضر با عنوان مشت ایران نوشته فائضه غفار حدادی، از مجموعه کتابهای آقای شهید ایران است که روایتی از ایراندوستی، مبارزه خستگیناپذیر و آرمانخواهی در اندیشه رهبر شهید انقلاب اسلامی به مخاطب ارائه میدهد. نگارنده با گزینش بخشی از تاریخ مبارزات و بیانات رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی، در دو فصل مجزا، آنها را در اختیار مخاطب قرار داده است تا بدین ترتیب خواننده را با شخصیت مبارز امام شهید امت آشنا کند. فائضه غفار حدادی، نگارنده فصل اول کتاب با عنوان یک مشت صدا دارد است که در آن زندگی و مبارزات حضرت سیدعلی خامنهای را روایت نموده است. در فصل دوم میثم امیری با عنوان ایران آقا، گفتارها و بیانات این رهبر فرزانه را درباره ایران، هویت ملی، پیشرفت و آینده سرزمین کهن و مقدس ایران، به صورت گزینشی درج نموده است.