کتاب «ظهور و سقوط استعاره» نوشتهی فیلسوف هلندی، فرانک انکرسمیت، اثری ژرف و اندیشمندانه در حوزهی فلسفهی تاریخ و نظریهی زبان است. نویسنده در این کتاب میکوشد نشان دهد که «استعاره» تنها ابزار زیباییشناسانهی زبان نیست، بلکه نقشی اساسی در شکلگیری معنا در تاریخنگاری دارد. به باور او، هر توصیف تاریخی، نوعی ساختار زبانی و استعاری است که جهان را نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که از خلال زبان فهمیده میشود، بازنمایی میکند.
انکرسمیت با الهام از اندیشههای هایدن وایت، گادامر و ریچارد رورتی، تاریخ را نه بهمثابه مجموعهای از دادههای عینی، بلکه بهعنوان روایتی تفسیرگرانه و خلاق در نظر میگیرد. او استدلال میکند که زبان استعاری در دورههایی از تفکر تاریخی جایگاهی مرکزی دارد، اما در دورانهایی دیگر با سلطهی رویکردهای علمی و پوزیتیویستی به حاشیه رانده میشود و این همان «ظهور و سقوط استعاره» است که عنوان کتاب به آن اشاره دارد.
در سراسر اثر، نویسنده با دقتی فلسفی، تفاوت میان بازنمایی ادبی و تاریخی را بررسی میکند و میپرسد آیا میتوان تاریخ را بدون استعاره نوشت؟ پاسخ او این است که فهم تاریخی، همواره در گرو زبان است و زبان، ناگزیر استعاری است.
کتاب انکرسمیت اثری سنگین اما پرارزش است که خواننده را به تأملی تازه دربارهی ماهیت فهم تاریخی، نقش تخیل در اندیشه، و نسبت میان واقعیت و روایت دعوت میکند. این اثر، یکی از مهمترین منابع در حوزهی «فلسفهی پسامدرن تاریخنگاری» به شمار میرود و ترجمهی روان نشر آگاه نیز خواندنش را برای علاقهمندان فلسفه و نقد ادبی دلپذیرتر کرده است.