«جورج اورول» نویسنده و روزنامهنگار انگلیسی در سال 1903 در هندوستان به دنیا آمد. نام اصلیاش «اریک آرتور بلر» بود و در خانوادهای از طبقهی متوسط کودکیاش را گذراند. او در سال 1922 در سازمان پلیس کشور برمه مشغول به کار شد. در آن زمان این کشور که امروزه آن را با نام میانمار میشناسیم، مستعمرهی انگلستان بود. به همین دلیل این نویسنده پس از پنج سال، کار در این کشور را رها کرد. او پس از این دوران به طبقهی کارگر پیوست و مدتی را در آشپزخانهی رستوران کار کرد. او با کارگران فصلی پاریس و لندن معاشرت میکرد و از همان سالها نوشتن را آغاز کرد. او پس از بازگشتش به لندن بهطورجدی نویسندگی را ادامه داد و کتابهایش را با نام «جورج اورول» منتشر کرد. او در همین دوران علاوهبر نوشتن داستانهایش به تدریس نیز مشغول بود و مدتی را هم در یک کتابفروشی فعالیت کرد.«جورج اورول» هنگام جنگهای داخلی اسپانیا به این کشور سفر کرد و در جنگ شرکت کرد. او از طرفداران جمهوریخواهان بود که پس از مجروحیتش به فرانسه بازگشت. اورول در جنگ جهانی نیز بهعنوان خبرنگار حضور داشت و رویدادها و وقایع را ثبت میکرد. او اتفاقهای جنگ را به رشتهی تحریر درمیآورد و بهعنوان یک نویسندهی موفق شناخته شد. «جورج اورول» سالهای پایانی عمرش درگیر بیماری بود و در سال 1950 درست چند ماه پس از چاپ کتاب 1984، درگذشت.
کتاب 1984، جورج اورول را بهعنوان یکی از بزرگترین اسطورهسازان قرن بیستم معرفی کرد. درحالیکه سیستم توتالیتری که به رشتهی تحریر درآورد، مدتها پیش به فراموشی سپرده شده بود، قصهی پندآموز و دلخراش مردی که در کابوس سیاسی، اسیر شده بود، سرنوشتی وارونه داشت: به نظر میرسد که ارتباط و قدرت این اثر در برهمزدن خیال آسودهی ما، با گذشت دههها از نگارش آن، افزایش مییابد. در کشمکش و مبارزهی سخت وینستون اسمیت برای رهاسازی خود از چنگ دولتی بدطینت که همهجا مراقب او بود، اورول تمایلات آشکار تمام جوامع مدرن را هدف قرار داد و وضع جهانی نامساعد بشر را آشکار ساخت.