آرمانگرایی به هیچ وجه به معنای در همه ی زمینه ها پرخاشگری کردن برخی از واقعیات لازم و مصلحتهای لازم را ندیده گرفتن نیست. مصلحت هم شده یک اسم منفور؛ آقا مصلحت گرایی میکنند! خب اصلاً باید ملاحظه ی مصلحت بشود. هیچ وقت نباید گفت که آقا حقیقت با مصلحت همیشه منافات دارد؛ نه خود حقیقت یکی از مصلحتها ،است، خود مصلحت هم یکی از حقایق است. اگر مصلحت اندیشی درست باشد، باید رعایت مصلحت را کرد؛ چرا نباید رعایت مصلحت را کرد؟ باید مصالح را دید. فرض بفرمایید از لحاظ موضع نظام نسبت به فلان حرکت سیاسی بلوک مثلاً طاغوت و مجموعه های استبدادی دیکتاتوری معلوم است که ما مخالفیم همراهی هم نمیکنیم کمک هم نمیکنیم . اقَد كانَت لَكُم أُسوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبراهيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذ قالُوا لِقَوْمِهِم إِنَّا بُرَاءُ مِنكُم وَبِمَا تَعْبُدُونَ مِن دونِ اللهِ كَفَرَنا بِكُم وَبَدا بَينَنا وَبَينَكُمُ العَداوَةُ وَالبَعْضاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحدَه . معلوم است که موضع ما نسبت به برخی از جهات سیاسی ای که امروز در دنیا وجود دارند یا در منطقه وجود دارند موضع روشنی است؛ اما این به هیچ وجه به معنای نفی کار دیپلماسی سنتی متعارف نیست؛ این را توجه داشته باشید. یعنی کار دیپلماسی به جای خودش باید انجام بگیرد منتها جهت گیری این جهت گیری است. کما اینکه دشمنان ما هم همین جور عمل میکنند. دشمنان ما هم در عمل دشمنیشان را میکنند، اما تعارفات دیپلماسی را هم انجام میدهند البته ما هم به آن تعارف دیپلماسی گول نمیخوریم؛ میفهمیم پشتش چیست بنابراین باید به معنا و عمق آرمان گرایی توجه شود پس به طور خلاصه آرمان گرایی یعنی پایبندی به ارزشها و اصول و آرمانها و تأثیرگذاری و تأثیر ناپذیری از جهت مخالف و جبهه ی مخالف