مدیریت عمر، چگونگی ادارهکردن یک منبع ارزشمند است که با سایر منابع بسیار متفاوت است. یک منبع خاص، منحصربهفرد و رهاشده که اگر آن را بهخوبی درک کنیم و بهدرستی اداره کنیم، بسیاری از تنشها، رنجشها، خستگیها، افسردگیها، سختیها، ناکامیها، ناآرامیها، شکستها و گسستها بهوجود نمیآیند یا میتوان آنها را کاهش داد و برطرف کرد. مدیریت عمر، رویکردی جدید برای کسانیست که میخواهند بهجای زندهبودن، خوب «زندگی» کنند و فقط به «طول» عمر نمیاندیشند، بلکه به کیفیت، آثار و بالندگی عمر هم توجه دارند.مدیریت عمر، سه اصل بنیادین دارد که هرکدام، مدیریت خاصی را میطلبد و عبارتاند از:یک. هیچچیز ثابت نیستعمر، نماد تغییروتحول دائمی قوتها و ضعفها، فرصتها و تهدیدها، منابع و موانع، موفقیتها و شکستها و آرامش و تنشهاست. لازمهی برخورد درست با این تغییروتحولات، استفاده از مهارتها و راهکارهای «مدیریت تحول» است.دو. هیچکس کامل نیستانسان، موجودیست کمالجو، ولی هرچه میکوشد به کمال نمیرسد که خود، زاییدهی اصل اول است. با توجه به تغییروتحولات گسترده و فزایندهای که در طول عمر بهوجود میآید، هیچکس کامل نیست، بلکه همیشه در مسیر تحول، توسعه و پیشرفت گام برمیدارد تا به کمال و سرآمدی و تعالی نزدیک شود.لازمهی برخورد مناسب با این اصل، استفادهی درست از مهارتها، فنون و راهکارهای مدیریت «بهپویی مستمر» و در ضمن «مدیریت تعالی و سرآمدی»ست.سه. همهچیز نسبی و وابسته به چیزهای دیگر استموفقیت و شکست در طول عمر، نسبی و وابسته به بسیاری از عوامل تاثیرگذار است و لازمهی برخورد موثر با این اصل، شناخت و استفاده از نظریهی سیستمها و «مدیریت سیستمی»ست.با توجه به اینکه انسان هستهی اصلی مدیریت عمر است، بنابراین در مدیریت عمر، از علوم و فنون مدیریت رفتاری، روانشناسی، جامعهشناسی، ارتباطات، اقتصاد و بازاریابی بسیار استفاده میشود.مدیریت عمر، رویکردی متفاوت برای یک زندگی بهتر است که نتیجهی نهایی آن در سه کلمه، یعنی:«ع»: عزت«م»: موفقیت«ر»: رضایت خلاصه میشود.