ها المسيح من مريم إلا رسول قَدْ
عَلَتْ مِن قبيله الرسل وأنه صديقة
مسیح پسر مریم پیامبری بیش نبود که پیش از او نیز و مادرش
نیز زنی صدیقه بود
در تفسیر این قسمت از سخن خدا که می فرماید: ور أنه صديقه
گفته شده است که وی را صدیقه نامیده اند؛ زیرا آیات الاهی را تصدیق می کرد و نیز
منزلت فرزند خود را پذیرفت و آن چه را درباره ی این فرزند به وی خبر داده شد. قبول
کرد. خداوند نیز این مطلب را تأیید می فرماید: و صدقت بكلمات ربها نیز گفته شده
است که این اسم را به خاطر بسیار راست گوبودن و مقام والا و این که در مورد تمام
کارهای خود راست می گفته است به وی داده اند.
بعد از ذکر این آیات و گفته ها برای ما امکان پذیر خواهد
بود که دریاییم تصدیق کردن خدا و انبیای وی و کتب آسمانی و احکام شرعی گاهی فقط
زبانی است؛ بدون آن که این حرکت زبان را عمل نیز هم راهی کند؛ مثلاً گاهی انسان
تصدیق میکند که پروردگار متعال وی را می بیند؛ ولی بازهم خدا را نا فرمانی میکند
یا میداند که حضرت حق بر او حقوق مالی واجب کرده یا حقوقی دیگر بر گردنش نهاده
است؛ ولی در عین تصدیق به این حقوق در صدد پرداختن آن به اهلش بر نمی آید یا باور
دارد که خدای بزرگ شراب خواری و زنا و ربا را حرام فرموده است؛ با وجود این از این
معاصی اجتناب نمی ورزد لذا می توان گفت وی در مقام زبان تصدیق و باور کرده است ولی
عمل وی مؤید و همراه با قول و باورش...