کتاب بیوتن
| نویسنده | رضا امیرخانی |
|---|---|
| ناشر | علم |
| شابک | 9789642248025 |
| تعداد صفحه | 480 |
| سایز و مدل | رقعی, شمیز |
| وضعیت موجودی | موجود |
| قیمت | 225000 تومان |
| قیمت با تخفیف | 180000 تومان |
| صفحه وب | لینک این صفحه |
| نویسنده | رضا امیرخانی |
|---|---|
| ناشر | علم |
| شابک | 9789642248025 |
| تعداد صفحه | 480 |
| سایز و مدل | رقعی, شمیز |
| وضعیت موجودی | موجود |
| قیمت | 225000 تومان |
| قیمت با تخفیف | 180000 تومان |
| صفحه وب | لینک این صفحه |
فری تور خشی تمام میشود و از تونل لینکلن از منهتن خارج می شویم. عوارضی دارد انگار دست میکنم در جیبم و خم میشوم به سمت صندلی جلو اما آرمیتا پیش دستی میکند و دو دلار به خشی میدهد تا یک دلار و هفتاد سنتش را عوارض بدهد و خشی هم انگار نه انگار میگیرد و بعد هم سه سکه ی ده سنتی را می اندازد جلو دسته ی دنده ی داج ۹۹ تونل از زیر رود هدسون که عاقبت می ریزد توی اقیانوس آتلانتیک میگذرد با شش باند ماشین رو بزرگ و روشن با چراغ های نئون سفید. اگر ایران بود چه قدر مردم عشق میکردند که بوق بزنند داخلش تا صدا بپیچد...
چند مایلی میرانیم تا به شهر کوچک استون برسیم در حومه ی نیویورک داخل کوچه ای میشویم که شمالش خانه ها ویلایی هستند و جنوبش آپارتمانی خیابان مرا یاد زیباکنار می اندازد جایی نزدیک خزر با درختان بلند سدروس و کنار سبز و مرطوب خشی می پیچد توی شماره ی نوزده و داج را درست کنار ورودی گاراژ نگه می دارد. منتظرم تا وارد گاراژ شود.
خوب رسیدیم پیاده نمی شوید؟ آرمینا زودتر پیاده شده است. پیاده میشوم و به سمت صندوق عقب داج ۹۹ می روم چمدان ها را بیرون می آورم و منتظر میمانم و آرمیتا را می پایم که آرام با حتی صحبت می کند.
آرمیتا رویش را به سمتم بر می گرداند و می گوید:
ارمیا امشب را تو توی کاندوی . من باش من هم یک کاری میکنم می خندم و به دور و بر نگاه میکنم نمیدانم کدام قسمت این خانه ی ویلایی آپارتمان آرمیتا است. آرمیتا راه نماییم میکند و خانه ی روبه رویی را نشانم میدهد. آن سوی خیابان شماره ی بیست.
- من توی کاندومینیوم روبه رویی زنده گی میکنم یونیت دوازده، طبقه ی چهارم.
با خشی به قول خودش فاصله ی طبقاتی داریم چه قدر خوش حال میشوم مثل بچه ها از این که لااقل آرمیتا با خشی یک جا زنده گی نمی کند. پس هنوز امیدی هست.
آرمیتا با خشی خداحافظی میکند جلو میروم و از خشی تشکر می کنم. میخواهم با او دست بدهم که دستش را عقب می کشد.
امروز ۱ بار دست دادیم ۲ ۲ بار دست دادن در روز کار گی هاست!!
در چمدان بزرگ را با آسانسور بالا برده ایم و نشسته ام منتظر آرمیتا که توی آشپزخانه ی بی در و پیکرش ایستاده است و انگار میخواهد چیزی درست کند. یک استودیو فلت پنجاه متری دستشویی و حمام در هم آشپزخانه ی کوچک که با یک کابینت از هال جدا شده است و هالی با دو صندلی و یک کاناپه ی تخت شو دو آباژور و یک میز کار و.... یک تلویزیون که هنوز خاموش است. و پنجره ی بزرگی که از آن آسمان را انگار میتوان دید. کنار پنجره ایستاده ام و ویلای شماره ی نوزده را نگاه میکنم. داج ۹۹ را که پارک شده است داخل گاراژ و چراغهای روشن خانه ی ویلایی را - بفرماییدا
بر میگردم آرمیتا است. با یک سینی و دو فنجان و برشی از کیک روسری سرش است و یک بلوز و شلوار یک سره تنش می نشینم قهوه را بر میدارم و تشکر میکنم آرمیتا هم روی کاناپه مینشیند. هنوز حرفی نزده ایم با هم یعنی بعد از صحبت مان در تهران و تلفنهای طولانی من.... به خودم مسلط نیستم میخواهم فریاد بکشم چه کاره است این خشی ؟ اما چیزی نمی گویم برش کیک شکلاتی را آرام با چاقو نصف میکنم شکلات های دو تکه ی کیک دوباره به هم دیگر می چسبند آرام و لزج .....
سایز و مدل: رقعی, شمیز
تعداد صفحه: 480
شابک: 9789642248025
برچسب ها: خرید آنلاین کتاب, بیوتن, رضا امیرخانی, علم