اورول در کتاب جادهای به اسکلهی ویگان، نظام طبقاتی انگستان و فقر را در میان طبقات پایین به نمایش میگذارد؛ او بهشدت نظام سوسیالیستی را تایید و از حکومتها بهدلیل اجرای ناصحیح این نظام، انتقاد میکند و تلاش میکند تا مزایای اجرای واقعی نظام سوسیالیستی را برشمارد.
جورج اورول همواره معتقد به ساختار سیاسی دموکراتیک و مخالف با هرگونه حکومت استبدادی بود. نوشتههایش در نقد مدل حکومتی کمونیستی و انقلابهای تودهای است. اورول در رُمانهایش واژههای بیروح سیاسی را که بیشتر خالی از بار عاطفی هستند، از زبان و ادبیات دور نگه میداشت و سعی میکرد با طنزی ظریف، واژههای نارسای سیاسی و تاثیر آن بر ادبیات را از بین ببرد.
بخش اول این اثر بررسیِ جامعهشناختیِ اورول دربارهی وضعیتِ زندگیِ دشوارِ طبقهی کارگر در لانکاشر و یورکشر در شمالِ انگلستان پیشاز جنگ جهانی دوم و مستندسازیِ آن است. بخش دوم هم یک گفتارِ بلند دربارهی مسائلِ تربیتیِ طبقهی متوسط و رشدِ وجدان سیاسیِ بریتانیا بهسوی سوسیالیسم است.
توصیفات زنده و فراموشنشدنی اورول از ناعدالتیهای اجتماعی، زاغههای شلوغ، شرایط جانفرسای کار برای معدنچیها، فقر، گرسنگی و بیکاری، با صداقت، خشم و احساسی عمیق از انساندوستی به رشتهی تحریر درآمدهاند. این کتاب همچنین، دربردارندهی تفکراتی است که اورول در آثار و رمانهای بعدی خود از آنها استفاده کرد. کتاب جادهای به اسکله ویگان، تصویری قدرتمند از فقر، ناعدالتی و شکاف میان طبقات در بریتانیا را ارائه میکند.
اریک آرتور بلر با نام مستعار جورج اورول متولد ۲۵ژوئن۱۹۰۳ و درگذشته در ۲۱ژانویه۱۹۵۰ میباشد و ملیتی هندی-انگلیسی دارد. او را بیشتر با دو رمان مزرعهی حیوانات و هزارونهصدوهشتادوچهار میشناسند. وی همینطور با نقدهای بیشماری که بر کتابها مینوشت، بهترین وقایعنگار فرهنگ و ادب انگلیسی قرن شناخته میشود.