جاناتان، مرغ دریایی، کتابی است سرشار از امید؛ داستان پرواز و رهایی؛ داستان چگونهپریدن و چگونه دلکندن؛ داستان رهاکردن و شکستن تمام عادات. یک داستان نمادین که میشود از آن اوج گرفتن را آموخت. اینکه هرگز نباید مایوس شد و دست از تلاش کشید.۱۴۰مایل در ساعت، ۱۶۰ مایل در ساعت، ۲۱۴مایل در ساعت … عصری جدید و طلایی در پرواز … اما سرعت هزار مایل یا یک میلیون مایل در ساعت و یا با سرعت نور پروازکردن، کمال نیست؛ هریک از این شمارهها، محدویت است و کمال محدویتی ندارد …افرادی که قانونهای خود را میسازند، با روحیهای که میدانند حق با آنها است … افرادی که از انجام درست کاری (حتی اگر آنکار فقط برای خودشان باشد) لذت خاصی میبرند… افرادی که میدانند زندگی بیش از آن است که به چشم میآید: آنها در تمامی راه همراه جاناتان، مرغ دریایی هستند. دیگران شاید فقط به شنیدن ماجرای لذتبخش دربارهی آزادی و پرواز بسنده میکنند.جاناتان، مرغ دریایی با سایر پرندگان تفاوتهایی دارید. هم خود او و هم دیگران متوجه این تفاوت هستند، او مانند سایر مرغهای دریایی فکر نمیکند، دوست ندارد تنها به فکر خوردن و خوابیدن باشد و تنها دغدغهاش پیداکردن غذا نیست. او به پرواز فکر میکند. به شتاب، به آنچه برای دیگران معنایی ندارد. او رویای رهایی و آزادی در سر دارد، جاناتان به توصیههای بزرگان و پیرهای جمع مرغان دریایی بیتوجه است، به نظر آنها او به فکر زندگی نیست و این بلندپروازی به زیانش تمام خواهد شد؛ اما جاناتان به پرواز میاندیشد، هدف جاناتان پروازی بیعیبونقص است و برای رسیدن به بهترین پرواز هر روز بارها و بارها تمرین میکند.