کتاب شاهنشاه, ریشارد کاپوشچینسکی, بهرنگ رجبی, ماهی
برشی از کتاب:
از میان یادداشتها ـ شش
شیعه پیش از هر چیز مخالفی پرشور است. شیعیان ابتدا گروه
کوچکی از دوستان و یاران علی بودند داماد پیامبر و همسر دختر دلبند او فاطمه محمد،
بی آنکه وارث پسری داشته باشد وفات کرد و مسلمانان بر سر میراث پیامبر به نزاع
افتادند، بر سر این که چه کسی خلیفه ،شود رهبر مؤمنان جهان و در نتیجه مهمترین
چهره ی دنیای اسلام پیروان علی («شیعه» در لغت یعنی پیرو» از حق مقتدایشان برای
دستیابی به این منصب حمایت میکنند و مصرانه میگویند علی پدر دو نوه ی محمد حسن و
حسین و یگانه نماینده ی خاندان پیامبر است اما اکثریت مسلمانان که سنّی اند بیست و
چهار سال نظر شیعیان را نادیده میگیرند و ،ابوبکر عمر و عثمان را به خلافت بر
میگزینند سرانجام علی نیز به خلافت میرسد، اما حکومتش پنج سال بیشتر نمی پاید و
قاتلی با شمشیر زهرآگین فرقش را می شکافد حسن، پسر ارشد علی مسموم و حسین در نبردی
کشته خواهد شد مرگ خاندان علی بخت تصاحب قدرت را از شیعیان میگیرد و حکومت به
سلسله های سنی بنی امیه، عباسیان و عثمانیان میرسد ،خلافت که محمد آن را نهادی ساده
و عادی می دانست بدل به سلطنتی موروثی می.شود این جاست که شیعیان ،فرودست پارسا و
مسکین از نوکیسگی خلفای پیروز به ستوه میآیند و به صف مخالفان می پیوندند. همه ی
این اتفاقات در میانه سده هفتم میلادی افتاده اما تا همین امروز همچون تاریخی زنده
و پردغدغه و تب آلود برجا مانده است. هر وقت شیعه ای متدین از اعتقاداتش حرف میزند
به همین تواریخ دور باز میگردد و با چشمانی اشکبار از کشتار کربلا و بریده شدن سر
نوه ی پیامبر سخن میگوید اروپایی رند و شکاک با خودش فکر میکند ،خدایا امروز دیگر
همه ی اینها چه معنایی میتواند داشته باشد؟ اما اگر فکرش را به صدای بلند بر زبان
بیاورد، خشم و نفرت مخاطب شیعه اش را برخواهد انگیخت.