من در اتاق نوزاد مشغول مشاهده واکنشهای مادر در برابر نوزادش هستم واقعا از اینکه انگار مادر هم کوک نوزادش شده است شگفت زده ام این همه هماهنگی برایم عجیب است. مادران زیادی هستند که تلاش میکنند تا بهترین کار را برای نوزادشان انجام دهند. آنها کتابهای زیادی را میخوانند و در جلسه های سخنرانی و کارگاه هایی شرکت میکنند یا فیلمهای آموزشی ای را میبینند که به آنها میگویند چه کاری برای فرزندشان خوب است و چه کاری بد یا چه باید بکنند و چه نباید اما این مادر به جای تمرکز بر هر کتاب یا دستورالعملی فقط بر نوزادش متمرکز است گاهی نوزاد سرحال و خوش اخلاق است و تقریباً د ساعت های معین و در فاصله های زمانی منظمی شیر می خورد؛ اما گاهی اوضاع و احوال به هم ریخته است نوزاد زیر سینه مادر چرت میزند و شیر نمی خورد؛ اما همین که مادر سینه را از دهان او بیرون می آورد جیغ میزند و به دنبال پستان مادر می.گردد گاهی اوضاع از این هم عجیب تر و غیر قابل پیش بینی تر است و نوزاد میخواهد تا مدتی طولانی اصلاً شیر نخورد و بیشتر بازیگوشی .کند مادر حواسش به نوزادش هست؛ اما آشفته و نگران نیست. او مطمئن است که اگر به حالت ها و واکنشهای نوزاد دقت کند کم کم خودش خواهد فهمید که نوزادش چه انتظاری از او دارد. او می خواهد همان مادری باشد که نوزادش آرزو دارد؛ بنابراین به میل و نیاز نوزاد توجه میکند توجه به میل او به تدریج نظمی طبیعی و اصیل در زندگی نوزاد و مادر درست میکند
خود من نمیدانم که وقتی نوزاد بودم مادرم چگونه مادری بود و چه شیوه ای را برای شیر دادن به من انتخاب کرده بود. حتی نمیدانم که این نوزاد شیوه رفتاری مادرش را دوست دارد یا خیر و اگر دوست دارد این دوست داشتن ممکن است چه فواید یا مضراتی را به همراه داشته باشد خوب است که برای لمس نزدیک این احساسات و یافتن جواب برخی از پرسشهایم به سرزمین نوزادی سفر کنم و یک بار دیگر نوزاد شوم به این ترتیب با نوزادی روبه رو خواهید شد که مجهز به زبان بزرگ سالی است. او میکوشد تا برخی از پیچیدگی های پُررمزوراز دنیای نوزادان را که همیشه در پوششی از سادگی پنهان است از نگاه خودش و با زبان روشن بزرگ سالانه شرح دهد.