هدف این کتاب که دنبالهی میراث باستانی ایران است، بازگفتن رویدادهای فتوحات اعراب در ایران و آسیای میانه و سخن از نتایج این کشورگشاییها نیست؛ زیرا این کار پیش از این انجام گرفته است. هدف این کتاب عبارت است از بیان نظریات کلی مردم سرزمینهای گشودهشده نسبت به جهانگیران عرب و آیین اسلام. همچنین این کتاب با سرگذشت اعراب و اسلام در شرق و نیز علل برافتادن ساسانیان سروکار دارد. بر اثر حملهی عرب، آسیای میانه پارهای شد از قلمرو خلافت و ایرانیان آسیای میانه نخستین بار پس از زمان هخامنشیان با خویشان غربی خود پیوستند. در نتیجه نفوذهای آسیای میانه و ایرانیان شرقی را در هنگام ارزیابی میراث ایران کهن بر فرهنگ اسلامی باید در نظر داشت. گذشته از اینها به عقیدهی نگارنده، حملهی اعراب علت عمدهی انتشار زبان فارسی است. اعرابی که در مشرق جای گزیدند ناگزیر بودند از ارتباط با مردم بومی که عربی نیاموخته بودند. بنابراین اینان بیشتر به زبان رسمی سابق دربار ساسانی که دری یعنی فارسی ساده بی در آمیختگی با عربی باشد، سخن میگفتند. زبان فارسی کنونی هم دنبالهای است از این زبان.
موضوع دیگر شایان بررسی پیداآمدن زبان و شعر نو فارسی است، در ماوراءالنهر و نه در استان فارس. ماوراءالنهر در قلمرو ساسانیان نبود و مردم آن نیز مانند بیرونی نامآور، پس از فتوحات اسلام ناچار بودند هم فارسی و هم عربی را بیاموزند. ایرانیان شرقی ضرورت درآمیختن این دو زبان را دریافتند و در نتیجه یک زبان فارسی نو اسلامی در آمیخته با عربی پدید آمد. در غرب ایران نیز زبان عربی و فارسی در سخنگفتن به کار می رفتند؛ اما فارسی چون هنوز با زبان پهلوی که زبان رسمیشدهی آیین زرتشتی بود پیوندی داشت، نوشته نمیشد. زبان عربی در کنار فارسی زبان اسلام بود ولی این دو زبان همواره جدا ماندند
در این کتاب کوشیده شده تا تنها از بردن نام و نقل رویدادها از منابع درجهی دوم که همهجا در دسترس است خودداری شود؛ بلکه یادداشتها و مراجع کتابشناسی که خواننده را در دنبالکردن مسائل جالب توجه توانا سازد، به دست دهد.