وقتی بچه بودم، من و بهترین دوستم، تمایل داشتیم روی چمنها دراز بکشیم و به ابرهای سفید کرکی که در آسمان آبی شناور بودند نگاه کنیم. یک روز به ذهنم رسید که دوستم ممکن است ابرها را قرمز ببیند. هر دوی ما یاد گرفتیم که ابرها را «سفید» بنامیم، اما این بدان معنا نیست که آنها را همرنگ میدیدیم. همهی رنگهای ما ممکن است برعکس شوند. از آن روز به بعد، بسیار علاقهمند شدم که آیا دیگران به چیزها، همانند من نگاه میکنند یا خیر. آیا تابهحال از خود پرسیدهاید: چرا من به جای زندگی در جای دیگری، در این زندگی متولد شدم؟ چرا این بدن و این پدر و مادر را دارم؟ چرا به جای زندگی در جای بهتر، اینجا زندگی میکنم؟ چرا من نمیتوانم از دیگران باهوشتر، قویتر، ثروتمندتر یا زیباتر باشم؟
کدام سؤالات مربوط به زندگی از نظر شما مهمترین سؤالات هستند؟ در این کتاب، دربارهی فیلسوفان و سؤالاتی گفته شده که آنها را فیلسوف کرده؛ شما میتوانید به پاسخهای آنها توجه کنید و با شیوهی نگرش آنها به جهان آگاه شوید.