«لالایی» رمانی است اثر لیلا سلیمانی، نویسندهی فرانسوی-مراکشی که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد و همان سال توانست جایزهی معتبر گنکور را از آن خود کند. این رمان با نثری سرد، دقیق و کنترلشده، به سراغ یکی از تلخترین و پیچیدهترین موضوعات دنیای معاصر میرود: مرزهای شکننده اعتماد میان والدین و پرستار کودکان، و خشونت پنهانی که ممکن است در دل زندگی بهظاهر آرام شهری جریان داشته باشد. نسخهی فارسی کتاب با ترجمهی ابوالفضل اللهدادی توسط انتشارات «نگاه» منتشر شده است.
داستان از همان ابتدای رمان، با فاجعهای تکاندهنده آغاز میشود: کشتهشدن دو کودک خردسال به دست پرستارشان. سلیمانی سپس روایت را به عقب برمیگرداند تا نشان دهد چگونه خانوادهای بهظاهر معمولی، پرستاری به نام لوییز را وارد زندگی خود میکند؛ زنی منظم، دلسوز، مهربان و کاملا قابلاعتماد که کمکم تبدیل به شخصیتی جداییناپذیر از خانه میشود. اما همین حضور آرام، بهمرور نشانههایی ظریف از اضطراب، وسواس، و تنهایی عمیق را آشکار میکند.
«لالایی» بیش از آنکه یک داستان جنایی باشد، کاوشی روانشناختی درباره آسیبهای طبقاتی، فشارهای اجتماعی بر زنان، و نقشهای نادیدهگرفتهشده پرستاران کودک است. سلیمانی با مهارت، تضاد میان ظاهری آرام و درونی آشفته را در شخصیت لوییز به نمایش میگذارد؛ کسی که در سکوت، در حال فروپاشی است و جامعه هیچ جایی برای دیدن و فهمیدن رنج او ندارد.
قدرت اصلی رمان در نگاه بیطرف، تیزبین و مینیمالیستی نویسنده است؛ او نه قضاوت میکند، نه اغراق. فقط تصویری واقعی از لحظههای کوچک زندگی ارائه میدهد؛ لحظههایی که کنار هم قرار میگیرند و به فاجعه ختم میشوند. «لالایی» کتابی است دربارهی اعتماد، ترس، مادرانگی، زخمهای ناپیدا و پرسشهایی که پس از پایان خواندن، ذهن مخاطب را رها نمیکنند.