در بازی مافیا همهچیز ساده به نظر میرسد؛ چند شهروند، چند مافیا، چند دروغ و چند حقیقت. اما اگر یک روز بفهمی مافیا فقط یک بازی ساده محض سرگرمی نیست، چه؟این دقیقاً همان موقعیتی است که آترین نابغهی چهاردهسالهی شیمی با هوش خارقالعاده و گذشتهی پر از سؤالش در آن گرفتار شده؛ آن هم درست وقتی که برای شرکت در المپیاد بینالمللی شیمی آماده میشود.او پس از اتفاقی بهاجبار راهی خانهی قدیمی پدربزرگش میشود؛ خانهای که میان دیوارهای کهنهاش رازهایی هولناک نفس میکشند. آترین در بازیای گرفتار شده، بسیار بزرگتر از چیزی که تصور میکند؛ بازیای در مرز علم و افسانه، انسان و موجودات ناشناخته، و حقیقت و توهم. در این بازی، هرکس میتواند شهروند باشد یا مافیا.قویترها خواهند ماند.باهوشترها ماندگارند.آن که به طبیعت نزدیکتر است، جاودانه خواهد شد.همه در هم ادغام خواهند شد.همه یکی میشوند.بهترینها از هر وجودی در یک وجود.رسیدن به وحدت.برگشت به آغاز.