فصل پنجم: نوشته شدن تاریخ رده و بنی یربوع توسط فاتحان نه مغلوبان مشهور است که تاریخ را فاتحان و پیروزمندان معرکه ها می نویسند. شکست خورده ها یا به طور کلی حذف فیزیکی میشوند و نسلشان منقرض می گردد یا با فرض بقاء زیر چکمه ی فاتحان امکان نگاشتن واقعیت را نمی یابند و همه ی تریبون ها و امکانات علمی و رسانه ای و پایگاه اجتماعی خود را از دست . می دهند و حشم و خدم و توان مادی و فرصت های تولید علم و نگارش تاریخ را از دست میدهند. بر پایه ی این قاعده ی تجربی عقلایی، طبیعی است که تاریخ رده و بنی یربوع از دریچه ی نگاه فاتحان و مسلط شدگان بر آنان نگارش شده باشد نه شکست خورده ها پس غالب تاریخ رده و بنی یربوع طبق میل و ذائقه و اندیشه ی فاتحان تولید شده و اراده و امیال و دستگاه فکری آنان بر آن بر آثار تاریخی و اجتماعی و سیاسی مسلط است همچنان که در صحنه ی فیزیکی و بیرونی فکر و قدرت آنان حاکم بر سرنوشت ملت ها و مکتب هاست در عرصه ی نرم افزاری و ثبت تاریخ هم همین غلبه و قاعده رعایت می شود.
با این مقدمه اکنون باید این پرسش را پاسخ دهم که ارتباط و کاربرد این قاعده با مسأله ی کتاب حاضر و با مطالعات و تحقیقات رده و بنی بربوع چیست؟ این قاعده حداقل دو ارتباط و استفاده برای نوشتار حاضر دارد ارتباط و استفاده ی اول: انعکاس وسیع مظلومیت و حقانیت ابن نویره و بنی یربوع از سوی رقیبان و مخالفان آنها حائز اهمیت فراوان است. اقرار به اسلام و نماز آل نویره و اصرار بسیار بر مسلمانی از سویی و بی اعتنایی خالد بن ولید به این واقعیت ها و اصرار بر قتل مالک و تصرف همسر او از سوی دیگر را در حالی صفحات تاریخ به ما نشان می دهد. که نگارندگان این صفحات در جبهه ی غالبان و فاتحان و در گفتمان اعتقادی و سیاسی مسلط بر جهان اسلام قرار میگیرند. همه ی متون تاریخی، کلامی، ادبی، حدیثی فقهی و تفسيري مورد استناد، متعلق به حامیان خلافت و اهل سنت هستند و در طیف اکثریت صاحب قدرت و حاکمیت طبقه بندی میشوند نه اقلیت شکست خورده و منتقدانی که هیچ گاه صاحب حکومت و ثروت و رسانه و امکانات اجتماعی نشدند. بنابراین، هرگونه اقرار به حقانیت ابن نویره و قبایل سرکوب شده ارزش معرفتی و عقلی و دینی و عقلایی و تاریخی بالایی پیدا میکا ا میکند به دیگر سخن در حقانیت آن تردید نمی توان کرد. این نتیجه و گزاره ادعا نیست، بلکه سیره ی روزمره و رایج عقلای عالم در همین چارچوب می گنجد عرفی و فهم تاریخی و تجربه پشت سر آن قرار دارند و آن و را پشتیبانی میکنند؛ چرا که پای قاعده ای فرازمانی و فرامکانی در میان است که هرگاه رقیب و منتقد و مخالف به خطای خود و حقانیت جبهه ی مقابل خویش اقرار کند اعتباری صد چندان می بابد و در و عقل هر فرهنگ و جمعیتی پذیرفته و سند است.