"مانیفست" متنی است شگفتانگیز، آکنده از بینش، غنی از نظر معنا و سرشار از لحاظ امکانهای سیاسی. هرچند حق نداریم در متنی دست ببریم که سند تاریخی مهمی شده است، چنانکه مارکس و انگلس در مقدمهی سال 1872 خود بر چاپ آلمانی آن یادآور شدند، با وجود این در پرتو شرایط معاصر و تجارب تاریخیـجغرافیایی نهتنها حق ماست، بلکه موظف به تفسیر آن نیز هستیم. مارکس و انگلس در آن مقدمه نوشته بودند: "کاربرد عملی این اصول، همانطور که در خود 'مانیفست' ذکر شده، همیشه و همهجا به شرایط موجود تاریخی وابسطه است." (از مقالهی دیوید هاروی، در متن کتاب)
کتاب پیش رو یازده مقاله را که عمدتا در ارتباط با کتاب مانیفست، اثر مارکس و انگلس، هستند درخود جا داده و ضمن بررسی آن، تحولات و عواقبش را واکاویده و همچنین تاثیر این کتاب را بر اندیشههای اجتماعی و سیاسی یک و نیم قرن بعد از آن، مورد توجه قرار داده است.