در طول تابستان بین کلاس هشتم و نهم، آخرین نشانههای بیناییام را از دست دادم. دیگر حتی نمیتوانستم به تنهایی راه بروم. به همین دلیل بهناچار برادرها و پدر و مادرم مرا راهنمایی میکردند. من با چنان ترسی آستین لباس آنها را میگرفتم که گویی کودکی گمشده در فروشگاه بودم. از اتفاقی که پیش رویم بود متنفر بودم زیرا حس ترحم دیگران را برمیانگیخت. این اتفاق مانند یک طوفان آنچنان شدید و بیرحمانه بر من یورش آورد که فکر میکردم در مقابل آن خرد خواهم شد.
کتاب «مزیت مشکلات» که حاصل تجربیات یک کوهنورد نابینا از فتح مرتفعترین قلههای دنیا میباشد، پر از ابزار، اصول و چالشهایی کاربردی و مفید است. اصول بنیادی این کتاب در قالب بلندترین قلههای هر قارهی جهان آورده شده است. این کتاب به شما کمک میکند تا از لحظات سخت زندگی بهره برده و در جهت رشد خود، آن را به کار گیرید.