جنیفر ای. نیلسن، داستانی مهیج از جنگ جهانی دوم را برایمان روایت میکند؛ داستانی دربارهی جاسوسی و دسیسه. داستانهای نیلسن اغلب رمانهای تاریخی هستند که به بچهها درسهای زیادی دربارهی تاریخ میدهند. او همزمان این درسها را در پیرنگهای پر از تعلیق و احساس میگنجاند و داستان «نجات» هم از این قاعده مستثنی نیست. نجات، ماجرای دختری دوازدهساله است که برای نجات پدرش و کمک به مقاومت فرانسه، مسئولیتهای بزرگی به عهده میگیرد، کدشکنی و رمزنگاری میکند و خطرات زیادی را به جان میخرد.
ویژگی مثبت اصلی کتاب، سرعت بالا و اتفاقات بسیاری است که در آن میافتد؛ رمزهای کتاب به تعلیق داستان کمک زیادی میکنند و اطلاعات تاریخی کتاب بسیار زیاد و آموزنده است. از این نویسنده پیش از این کتابهای «یک شب فاصله»، «واژهها در آتش» و «قرنطینه» منتشر شده است.
مگ کنیون، از روزی که پدرش فرانسه را ترک کرده تا برای متفقین در جنگ جهانی دوم بجنگد، دیگر او را ندیده است، اما روزی میشنود که نازیها او را اسیر کردهاند و ناگهان فرصتی برایش پیش میآید که برای نجات پدر خانه را ترک کند و همراه خانوادهای مشکوک به سفری طولانی برود. پس تصمیم میگیرد با دنیای کودکی خداحافظی کند و با جسارت تمام دنبال پدرش بگردد؛ اما هرجا که میرسد، سروکلهی نازیها پیدا میشود.
آیا جاسوسی در بین خودشان دارند؟ آیا مگ میتواند کدی را که از پدرش به دستش رسیده است، رمزگشایی کند، و جان پدرش را نجات دهد؟