مهدی زنگی آبادی که پس از پاتک ،دشمن با دومین خودروی حامل مهمات به سمت نیروهای خودی می رفت میگوید می خواستم ماشین دوم مهمات را ببرم روی جاده در حال حرکت بودم که دیدم دشت عباس کلا زیر آتش سنگین دشمن قرار گرفت و تانکها در حال سوختن هستند و دشت گلوله باران شده بود من وسط جاده توقف کردم و رفتم پشت یک شیار گفتند «دشمن پاتک کرد همین طور داشت میآمد جلو و خودش را تا امامزاده عباس رسانده بود و در این حین من در همان جا ایستاده بودم که فرمانده لشکر (تیپ)، آقای قاسم سلیمانی را دیدم در آن روز همه خودشان را باخته بودند و نمیدانستند چه کار باید بکنند؛ چون اکثر نیروها کم تجربه بودند و جنگ ندیده بودند فرمانده تیپ آمدند و دستور دادند به لودری که در آن جا بود و گفت: «سریعاً در اینجا یک خاکریز درست بکن یک تانک ایرانی هم بود که فرمانده تیپ به او دستور داد پشت خاکریز بیاید و به طرف تانکهای دشمن شلیک بکند بعد از شلیک گلوله به طرف تانکهای خصم، دشمن در همان جا میخکوب شد و جلوتر نیامد لودرهای دیگر که از محاصره بیرون آمدند خاکریز زدند و دشمن در همان منطقه میخکوب شد و از امامزاده عباس که در دستش بود جلوتر نیامد. بعداً نیروهای پیاده که به محاصره دشمن افتاده بودند یکی یکی از داخل شیارها خودشان را میرساندند و نیروهایی که از محاصره توانستند بیرون بیایند خاکریز را پوشاندند و سازماندهی پیدا کردند که آماده برای زدن ضربه های بعدی بشاند قاسم سلیمانی فرمانده تیپ ثارالله که در آن لحظات در دشت عباس حضور داشت، به سرعت ماشینهای سنگین راه سازی را به منظور احداث خاکریز مناسبی که رزمندگان بتوانند در پشت آن با پاتکهای دشمن مقابله کنند به سوی امامزاده عباس فراخواند. استاندار ایلام، مهندس ترکان که از چندین روز قبل از عملیات در منطقه بود چند دستگاه لودر جهاد سازندگی را به محل هدایت کرد. به این ترتیب رزمندگان تیپ ثارالله کم کم پشت خاکریزی که چندان هم ارتفاع نداشت، آماده مقابله با پاتک های دشمن شدند. بالاتر از خاکریز در کمر سرخ هنوز بسیاری از سنگرهای دشمن پاک سازی نشده و گروهانهای گردان محمد رسول الله (ص) نتوانسته بودند با هم الحاق کنند.