جستارهای انی دیلارد ما را به مکث در برابر جهان شگفتانگیز دعوت میکنند. دیلارد پدیدههای طبیعی را توصیف میکند، نه با توضیح جزئیات یا پیچیدگیهای علمی، بلکه از راه مواجهه با تجربهی درونی و حسی طبیعت، تجربهی حیرت در برابر واقعیتی بیرونی که درون ما را هدف میگیرد؛ تجربهی سکوتی که هیاهوی زندگی روزمره را در خود فرو میبرد. دربارهی قطب جنوب یا کسوف یا فقط یک سنگ کوچک مینویسد اما آنچه اهمیت دارد خودِ این اتفاقات نیستند، رویارویی ما با تجربهای عظیم، خضوعآور و یگانه است که انتظار نداریم در یک جستار نصیبمان شود. دیلارد به دلِ اقیانوسی بیانتها میزند و ماهیهای لغزانی را به دست ما میدهد که از چنگ میگریزند و فقط ادبیات میتواند کاری کند که آنها را لمس کنیم.در کتاب هیچ چیز آنجا نیست سراغ انی دیلارد رفتیم که شهرتش را مدیون نثر رواییِ کمنظیرش در متون داستانی و غیرداستانی است. او سابقهی بیش از بیست سال تدریس دانشگاهی دارد و تا امروز موفق به کسب جوایز معتبر فراوانی مانند جایزهی پولیتزر شده است. در کتاب پیش رو جستارهایی از کتابهای علیالحساب -برندهی جایزهی هنر جستارنویسی- زائر نهر تینکر و آموزش مکالمه به سنگ برگزیدهایم. نوشتههای دیلارد با هر مضمونی که باشند فراخوانی برای همراهی با نویسنده در خیالپردازی و تفکرند. در نوشتههای او توصیف و حسآمیزی به خدمت روایت درآمدهاند تا سهم حضور و کنشگری مخاطب در متن را افزایش دهند. جستارهای دیلارد بیهیاهو و آرام، توفانی از پرسشهایی بنیادین در ذهن خواننده به پا میکنند که بسیاری از دغدغههای روزمرهی ما را در خود میبلعد: آیا جهل واقعا موهبتی الهی است؟ آیا ماهیها و پروانهها و قورباغهها که آگاهی انسانی ندارند از ما خوشترند؟ آیا چنان درگیر مستندکردن زندگیمان شدهایم که خود را از تجربهی واقعی آن محروم کردهایم؟ آیا بهرغم ماهیت خشن، بیمعنی و بیرحم طبیعت، مشاهدهی جدی و تجربهی بلافصل آن، حقایقی عمیقتر دربارهی زیبایی، معنویت، مرگ و مفهوم زندگی را برای ما به ارمغان میآورد؟