فصاحت در گفتار و بلاغت در سخنوری از کمالها و فضیلت هاست تا آنجا که معجزه پیامبر خدا الله در قالب کتابی فصیح و بلیغ به نام «قرآن» آشکار شد، و علی را هم «امیر بیان» لقب داده بودند؛ زیرا هر منصفی در سخنان سراسر نور آن حضرت نظر کند، اوج فصاحت و بلاغت را می بیند. به همین دلیل است که درباره کلام ایشان گفته اند: کلامش پایین تر از کلام آفریدگار و بالاتر از سخن آفریدگان است و خود ایشان فرموده است: «همانا ما امیران بیانیم». با نوزینب کبری هم این ویژگی را از پدر بزرگوارش به ارث برده بود و نظر به سخنان والا و آتشینش در کوفه و شام این فصاحت و بلاغت را می رساند و شنوندگان گویا صدای پدرش علی را از حنجره بانو می شنیدند و شاعر سروده است تکلم کردنش را هر که دیدی فاش میگفتی لسان حیدری گویا که در طی لسان دارد حذیم اسدی در توصیف زینب کبری و سخن گفتنش برای کوفیان گفته است: هرگز زنی با شرم را همچون او سخنور ندیده ام گویا از زبان امیر مؤمنان علی سخن می گفت به مردم اشاره کرد
که ساکت شوید؛ نفس ها برید و زنگ شترها آرام شد. اشاره سکوت کوفیان در آن حال با وجود آن جمعیت و همهمه آدمیان و هلهله و طبل و کرنای لشکر از امور شگفت انگیز است و می تواند به چند دلیل باشد؛
شاید سکوت ایشان به تصرف تکوینی بانو در آنها باشد؛ چنان که سید الشهداء نیز روز عاشورا چنین تصرفی در لشکر پلیدی و گمراهی نمود تا حجت را برایشان تمام کند و نصیحتشان نماید. کوفیان خطاکار برای اینکه صدای حضرت را نشنوند، ساکت نمی شدند و حضرت با این تصرف تکوینی ساکتشان کرد؛ تا حدی که حتی اسب هاشان از حرکت بازایستادند.
۲ شاید کوفیان که در عهد حکومت امیر مؤمنان على همواره از خطبه ها و سخنان ایشان بهره مند می شدند و پس از شهادت حضرت از این فیض محروم شده بودند چون بانو به سخن ایستاد، مسحور سخنان حضرت شدند و با شوق به حرفهای ایشان گوش فرادادند. این احتمال را این مطلب تأیید می کند که کوفیان هنگام گوش سپردن به سخنان بانو منقلب شده بودند؛ تا جایی که پیرمردی از ایشان گفت: «پدر و مادرم فدایتان پیران شما برترین پیران، جوانان شما برترین جوانان و زنان شما برترین زنان اند.
شاید هم شیرینی سخن حضرت و فصاحت بیان ایشان موجب سکوت جماعت کوفی گردید.
. شاید هم دلیل سکوتشان این بود که به آنها گفته بودند گروهی خارجی را آورده اند و مردم که ایشان را با آن وضع اسف بار دیدند، می خواستند بدانند این خارجی ها اهل کجا هستند و به چه جرمی چنین در بند شده اند. پس چون با نوزینب کبری لب به سخن گشود، همه ساکت شدند تا سخنان ایشان را بشنوند. به هر روی هر کدام از احتمالها که باشد، عظمت و بزرگی آن بانوی گرامی را آشکار می سازد.
اشاره: غالباً پسرها به پدرها شباهت دارند و دخترها به مادرها؛ جز زهرای مرضیه که رفتار و گفتارش شبیه پدرش محمد ﷺه بود و زینب که سخنوری اش به سخنوری پدرش علی می ماند. اشاره خطبه خوانی زینب از چند نظر شبیه خطبه مادرش
زهرا بود
۱. هر دو در اوج فصاحت و بلاغت سخن گفتند.
۲. هر دو در مقام دلیل آوری و اثبات حقانیت خود بودند.
3. هر دو مظلوم بودند و سخنانشان برای اثبات مظلومی خود بود.
۴. هر دو در مقام اتمام حجت و استوار ساختن مبانی دین مبین اسلام و اثبات معایب و ستم های منافقان زمان خود بودند.