«وقتی برای تو دعا میکنم» داستانی صمیمی و دلنشین است که اهمیت عشق، مراقبت و حضور والدین را به کودکان نشان میدهد. روایت از زبان مادر، حس امنیت و حمایت بیقیدوشرط را منتقل میکند و به خوانندگان یادآوری میکند که بیان محبت و توجه، حتی با کلمات ساده، میتواند رابطهی عاطفی عمیق و آرامشبخشی ایجاد کند. تصاویر لطیف کتاب نیز به انتقال بهتر این مفهوم کمک میکند.
«وقتی به دنیا اومدی، تا تو رو دیدم/ تا که صدای گریهی تو رو شنیدم/ یکدفعه گفتم به خدا با شور و شادی/ ممنونم از هدیهی زیبایی که دادی»
شاعر با زبانِ خیالانگیز و صمیمانه، احساسات لطیف و پاکی را به تصویر میکشد که به والدین میگوید از ته دل برای بچهها دعا کنند آنگونه که آنها هم بشنوند و بفهمند پدر و مادر چقدر دوستشان دارند و به آنها عشق میورزند. والدین همیشه در کنار بچهها هستند و برایشان دعا میکنند و با شادی آنها میخندند و از لطف خداوند تشکر میکنند؛ خداوند همیشه هوایِ بچهها را دارد.
والدین همیشه از تهِ دل فرزند خود را دوست دارند...
«از خدا خواستم که پُر از انرژی/ خوشحال و پُرتلاش و زیبا باشی/ توی گوشِت یواشکی میگفتم/ دوسِت دارم، همیشه هر جا باشی»
مطمئن باشید که این کتاب را بارها و بارها برای فرزندتان در مراسم مختلف: تولد، جشن تکلیف، روز اول مدرسه تا فارغالتحصیلی خواهید خواند. نویسنده در این کتاب، احساسات لطیف مادران دربارهی بزرگشدن فرزند و کشف جهان را بیان میکند.
«وقتی برای تو دعا میکنم» رویاها، امیدها و اشتیاقِ والدین را ستایش میکند و به کودکان نشان میدهد تا چه اندازه والدین آنها را دوست دارند و به آنها اهمیت میدهند.