جمال ناجی (1954-2018) یکی از استخواندارترین نویسندگان ادبیاتِ عرب است. او در َاریحای فلسطین زاده شد اما در نوجوانی ناچار به مهاجرت شد. در پایتختِ اردن زندگی گذراند و بالید و عملا نویسندهای فلسطینی-اردنی محسوب میشود. ناجی در کنار نویسندگی یک آکادمیسینِ تمامعیار نیز بود و سالهای طولانی در دانشگاه درس داد.
رمانِ وقتی گرگها پیر میشوند را در 2008 نوشت که بهسرعت ادبیاتِ عرب را درنوردید و بعد هم ترجمه شد. به فهرست اصلی جایزهی بوکرِ عربی راه یافت و بیتردید یکی از مهمترین رمانهای این ادبیات در بیست سالِ گذشته محسوب میشود؛ روایتی از افراطگرایی، مذهب و زندگی روزمره و البته نقشِ آدمها در رقمخوردنِ سرنوشت دیگری. رمان داستان چند شخصیت است که گویا میخواهند حقانیتِ خود را برای مخاطب ثابت کنند و نشان بدهند که «حق» با آنهاست. آیا کشتهشدنِ یک پدرِ مست به دستِ موشها به دخترِ او حق میدهد تا زندگیاش را تباهشده بداند؟ تکنیکِ بدیعِ جمال ناجی در روایتِ مسائلِ زیستن در خاورمیانه، تعصبهای همهجانبه و البته مسئلهی زنانی که میخواهند صدایشان شنیده شود این رمانِ کمنظیر را ساخته است. رمانی که مدام این سؤال را پیش میکشد و تا دمِ آخر مخاطب را وا میدارد تا بفهمد: «چه کسی تمامِ حقیقت را میگوید...»