سال دوم شروع بکار رسمی ام در دانشکده حقوق هنوز به پایان نرسیده بود که طوفان سهمگینی دانشکده را در نوردید همان اوایل ورودم به دانشکده، متوجه شده بودم که چند نفر از اساتید تندروی دست راستی دانشکده که اغلب حقوقی بودند و علیرغم آنکه از نظر علمی و مراتب آکادمیک چندان جایگاهی نداشتند و غالباً مربی بودند یعنی مدرک دانشگاهیشان فوق لیسانس بود مع ذالک بواسطه ارتباطات و وابستگی هایشان به مراکز قدرت بیرون از دانشگاه بسیار با نفوذ هستند نفوذشان آنقدر زیاد بود که توانستند
در تابستان سال ۱۳۷۳ مرحوم حجت الاسلام عباسعلی عمید زنجانی که یک روحانی محافظه کار و نزدیک به جریانات راستگرا بود را بریاست دانشکده برسانند. البته موفقیت آنان مرهون تغییر ریاست دانشگاه تهران هم بود محافظه کاران یا درست تر گفته باشم
تحت فشار محافظه کاران آقای هاشمی رفسنجانی در دولت دومش در سال ۱۳۷۲ تیم مدیریت دانشگاه تهران که به دفتر تحکیم وحدت نزدیک بودند را کنار میگذارند و آقای دکتر «علی افروز» که یکی از اساتید دانشکده علوم تربیتی بودند و قبلاً هم در دهه
۱۳۶۰ مسئولیت دانشگاه تهران را بر عهده داشتند را مجدداً بریاست دانشگاه منصوب می کنند. آقای دکتر افروز نزدیک به جناح راست بودند و بتدریج بسیاری از اساتید محافظه کار را به ریاست دانشکده های مختلف منصوب نمودند. از جمله این انتصابات در
دانشکده حقوق بود که منجر به روی کار آمدن حجت الاسلام عمید زنجانی که استاد فقه بودند گردید. گروه تندروی دانشکده حقوق قبلاً موفق شده بودند آقای دکتر «رضا رئیسی طوسی» را در سال ۱۳۶۷ برکنار نمایند اما ایشان به دیوان عدالت اداری شکایت میبرند و دیوان اخراج ایشان را غیر قانونی تشخیص داده و در سال ۱۳۷۱ حکم به بازگشت وی می دهند. البته شایع بود که آقای رئیسی طوسی از حمایت مرحوم آیت الله منتظری برخوردار بودند. بعد از بازگشت هم تندروها علیرغم حکم دیوان، مانع از تدریس دکتر رئیسی طوسی میشوند و برای ایشان حکم پژوهشی میزنند تا نتوانند تدریس نمایند. گروه علوم سیاسی هم هیچ اقدامی به منظور حمایت از دکتر رئیسی طوسی که عضو آن گروه بود انجام نمی دهد.
همانطور که قبلاً هم گفته بودم من دورادور دکتر رئیسی طوسی را میشناختم و آشنا - به سوابق مبارزاتی شان بودم باتفاق دکتر شیخ الاسلامی که حالا با ایشان نزدیک شده بودم و آقای دکتر احمد ساعی از دکتر افروز که از قبل میشناختم شان وقت گرفتم و به دیدارشان رفتیم که شاید دکتر رئیسی طوسی مجددا بتوانند تدریس نمایند. اما نتیجه ای نگرفتیم. مجدداً سه نفری بدیدار آقای دکتر عطا الله مهاجرانی»، معاون فرهنگی آقای هاشمی رفسنجانی رفتیم من البته برای تامین اعتبار ساختمانهای نیمه تمام دانشکده حقوق چندین بار به دیدن ایشان رفته بودم ایشان هم ابتدا از وضعیت ساختمانها پرسیدند که گفتم در شرف اتمام هستند. آقای مهاجرانی ضمن احترام به اساتید و ابراز همدردی با دکتر رئیسی طوسی، اما عملاً هیچ اقدامی نکردند من به گروه علوم سیاسی پیشنهاد کردم که نامه سرگشاده ای به آقای هاشمی رفسنجانی بنویسیم و اساتید هم آنرا امضا - کنند. اما علیرغم آنکه اساتید مخالفتی با آن نکردند در عین حال کسی هم حاضر نشد . نامه را امضا کند. نهایتاً خودم در دی ماه ۱۳۷۲ نامه سرگشاده ای در مورد ظلمی که به دکتر رئیسی طوسی شده بود به آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور نوشتم که آنهم هیچ نتیجه ای به بار نیاورد. حالا نفوذ و قدرت گروه تندرو با آمدن رئیس جدید دانشکده حقوق، یعنی حجت الاسلام عمید زنجانی خیلی بیشتر هم شده بود. با استفاده از تعطیلی دانشکده در تابستان آنها دکتر جلیل روشندل و دکتر سید جواد طباطبایی»، که هر دو اعضای گروه علوم سیاسی بودند را کنار گذاردند نحوه کنار گذاردن یا در حقیقت اخراج آن اساتید به این صورت بود که هر دوی آنان رسمی آزمایشی» بودند و حسب قانون هر سال می بایستی قرارداد استخدامیشان تمدید می شد. قرارداد هر دوی آنان در شهریورماه به پایان می رسید اما تندروها که حالا نفوذ زیادی بر روی ریاست دانشکده داشتند، از وی می خواهند تا احکام تمدید قراردادهای دکتر طباطبایی و روشندل را امضا نکنند و ایشان هم از آنها تمکین مینماید. جالب است که گروه علوم سیاسی همچنان در قبال کنار گذاردن دو تن از اعضایش هیچ واکنشی نشان نداد این بار من تصمیم گرفتم که به رهبری نامه سرگشاده ای بنویسم. البته خیلی نگران بودم و می ترسیدم. از شخصیت های تراز اول نظام که بگذریم تا آنجا که به یادم می آید، هیچ شخص دانشگاهی یا غیر دانشگاهی دیگری تا آن موقع چنین اقدامی انجام نداده بود. ترسم از این بابت بود که نمی دانستم واکنش رهبری و اطرافیانشان چگونه باشد. سعی کردم نامه ام ضمن آنکه اقدامات گروه تندرو از جمله اخراج اساتید را منعکس نماید، در عین حال بسیار محترمانه باشد تا چند روز بعد از ارسال نامه به رهبری و انتشار آن در دانشگاه نگران بودم و میترسیدم اما نه به جایی احضار شدم، نه کسی تماس گرفت. بجز البته یک استثناء، جناب حجت الاسلام سید عباس قائم مقامی، نماینده رهبری در دانشگاه تهران که چند روز بعد از انتشار نامه بنده را به دفترشان احضار کردند. لحن صحبت شان گلایه آمیز بود و میگفتند که چرا آن نامه را خطاب به ایشان بعنوان نماینده رهبری در دانشگاه ننوشته ام و چرا مستقیماً خود رهبری را خطاب قرار داده ام؟ بعد پیرامون وضعیت خود من صحبت کردند و گفتند که به ایشان خیلی فشار وارد میشود که من هم از دانشکده اخراج شوم اما ایشان تابحال بواسطه شناختی که از من و خانواده ام دارند. مقاومت کرده اند و جلوی اخراج من را گرفته اند. پرسیدم مشکل شان با من چیست؟ گفتند که جدای از برخی مطالب که در کلاس هایتان تدریس می کنید. مسئله مهم تر، حمایت شما از مواضع دکتر رئیسی طوسی، دکتر روشندل و دکتر جواد طباطبایی است. گفتند شما خوب میدانید که دکتر رئیسی طوسی هم طرفدار منافقین مجاهدین) بودند و هم با آقای منتظری ارتباط دارند مع ذالک شما از وقتی وارد دانشکده حقوق شده اید، یکروند از ایشان دفاع کرده اید. ایضاً شما خوب می دانید که دکتر روشندل مارکسیست و طرفدار چریکهای فدایی خلق بوده و دکتر طباطبایی هم مروج افکار و عقاید سکولار میباشد. شما علیرغم همه اینها از این اساتید هم تمام قد دفاع کرده اید. به مقامات عالیرتبه نظام نامه های سرگشاده نوشته اید و به دیدار مسئولین می روید. به یشان پاسخ دادم که جناب حجت الاسلام قائم مقامی، من چگونه می توانم هم طرفدار کتر طباطبایی به قول شما سکولار باشم هم دکتر روشندل به قول شما مارکسیست هم دکتر رئیسی طوسی که به قول شما طرفدار مجاهدین هستند و مرتبط با آیت الله منتظری حجت الاسلام قائم مقامی پاسخ دادند که اتفاقاً این سؤال من از شماست و سوالیست که بچه های حزب اللهی در دانشکده از شما دارند. ادامه دادند که شما باید مواضعتان را روشن کنید؛ اینجوری نمیشود در پایان ملاقات، آقای قائم مقامی گفتند که بهر حال لازم است شما یک نامه سرگشاده دیگری بنویسید و مواضع خودتان را صراحتاً اعلام نمایید من هم همان کار را کردم و یک نامه سرگشاده سوم به نماینده رهبری در دانشگاه تهران نوشتم نامه مفصل بود و در آن صراحتاً نوشته بودم که دفاع من از اساتید اخراجی نه به دلیل حمایت از افکار و عقاید آنان، بلکه بواسطه غیر قانونی بودن اخراج آنهاست. بعلاوه طبیعت رشته علوم سیاسی می طلبد که دانشجویان با تفکرات غیر از تفکرات حکومتی هم آشنا شوند به هنگام خداحافظی ایشان باز یادآوری کردند که برای اخراج من زیر فشار زیادی هستند و خواستار آن شدند که از جریاناتبه قول ایشان ضد انقلاب فاصله بگیرم