در کتاب «گفتارهایی پیرامون بلایا و گرفتاریها مختصری به موضوع «سر قدر اشاره کردیم. گاهی منظور سؤال کننده از هدف خلقت، چگونگی و کیفیت خلقت است. در بیشتر اوقات انسان ها اعتراض و سؤال دارند که خداوندا! چرا این گونه خلق کردی ؛ چرا در جهان طبیعت مار، خرگوش را می خورد؟ چرا ماهی بزرگ، ماهی کوچک تر را می خورد؟ هزاران هزار سؤال از کیفیت خلقت در ذهن بشر است. بسیاری اوقات می پرسیم که اصلا چرا فلان موجود را خلق کردی و اگر آن را خلق نمی کردی چه می شد؟
در بسیاری مواقع سؤال از هدف خلقت چیست؟» و یا اعتراض «خداوند آخر چرا ما را آفرید؟» در مواجهه با گرفتاری ها و مشکلات دنیا پرسیده می شود. اگر اوضاع به سامان بود و مشکلی و رنجی وجود نداشت نوع انسان ها چنین سؤالی نمی کردند و نسبت به وضعیت موجود کمال رضایت را داشتند لذا اگر پرسش گر، ایراد و سؤالی به مشکلات و گرفتاری ها دارد باید جواب آن را در کتاب «گفتارهایی پیرامون بلایا و گرفتاری ها جست و جو کند.
در آن جا گفتیم که اغلب ما تحمل داشتن علم غیب و قدرت فراوان را نداریم. اگر کمی دقت کنیم در می یابیم که تحمل شنیدن پاسخ بسیاری از سؤالات ساده پیرامون خود را هم نداریم و خیلی از پاسخهای ساده ما را ترسانده و ممکن است از زندگی نا امید کند. چه رسد به کشف اسراری که در مفهوم پرسش آن هم گیج و گنگ مانده ایم
یکی از دغدغه های بزرگ بشر پرسش از چرایی و چگونگی هدف و مقصد آفرینش جهان هستی و خود اوست این پرسش یکی از ریشه ای ترین سؤالات انسان است و اندیشمندان حتی باورمندان به مکاتب مادی آن را از منظر معتقدات خود پاسخ گفته و جهان بینی خود را توجیه کرده اند.
هدف خداوند از خلقت چیست؟
آیا خدا نیازی داشت و به دنبال خواسته ای بود؟
انسان چرا آفریده شده؟ آیا خواست خودش بود؟
خداوند نمیدانست از انسان کارهای زشتی سر میزند؟
اگر میدانست باز چرا او را آفرید و بعد مجازاتش میکند؟
سؤالاتی از این دست پیش روی انسان است و باید جوابهایی برای آن بیاید تا زندگی او را معنا بخشد