این کتاب دعوتیست به سفری درونی؛ سفری از آتشِ رنج و پرسش، به سکوتِ مواجهه با خویشتن و سرانجام به شرابِ دگرگونی. «کتابی برای سوزاندن» قرار نیست فقط خوانده شود؛ قرار است بخشی از باورهای قدیمیمان را بسوزاند تا امکان تازهای برای دیدن، زیستن و انتخابکردن پدیدار شود.سه سفر، سه آستانه و یک پرسش اساسی: آیا آمادهای آنچه دیگر نیستی، رها کنی تا آنچه میتوانی باشی، متولد شود؟قبل از اینکه کتاب را بگشایی، توقف کن. این کتاب برای همه نیست. اگر دنبالِ دستاویزی هستی که در روزهایِ خاکستری، صرفا به تو «دلخوشی» بدهد یا به دنبالِ نسخههایِ چندمرحلهای برای «موفقیتهایِ فوری» میگردی، همینجا کتاب را ببند. این کتاب، نه دارویِ مُسکن است، نه نقشهیِ گنج؛ تیغیست که قرار است رویِ پوستِ کهنهیِ عادتهایت کشیده شود.*این کتاب برای تو نیست، اگر:-عاشقِ «زندانِ» خویشتنی: اگر امنیتِ «منِ کاذبِ» خود را به آزادیِ «خویشتنِ حقیقی» ترجیح میدهی. اگر دوست داری همیشه قربانی بمانی و جهان را مسئولِ ناکامیهایت بدانی، این کتاب برای تو فقط «آزاردهنده» خواهد بود.-دنبالِ «اطلاعات» هستی، نه «تحول»: اگر میخواهی کتاب را بخوانی که فقط «بیشتر بدانی»، اما «همانطور بمانی»، وقتت را تلف نکن. این کتاب برای «دانستن» نیست؛ برای «شدن» است. اینجا خبری از تئوریهایِ قشنگ برایِ ویترینِ ذهنت نیست.-از «آتش» میترسی: اگر آمادگیِ این را نداری که با «آتشِ کبریت»، باورهایِ عزیز و پوسیدهات را به خاکستر تبدیل کنی، از این مسیر فاصله بگیر.-اگر «مصرفکنندهیِ معنا» هستی، نه «خالقِ آن»: اگر میخواهی کسی بیاید و به تو بگوید چگونه زندگی کنی، دنبالِ مرشد بگرد. این کتاب برای کسیست که میخواهد خودش، با دستانِ خودش، جامِ شرابِ وجودش را پر کند.*اما اگر هنوز اینجایی...اگر این هشدارها تو را نترساند، بلکه در درونت چیزی را «بیدار» کرد، پس تو از آن جنسِ مخاطبی هستی که این کلمات برایش نوشته شدهاند.ما در «کتابی برای سوزاندن»، در سه ایستگاه توقف میکنیم:-یک. در «کبریت»، خانهیِ کهنهیِ ذهنت را به آتش میکشیم تا فضا برای حضورِ حقیقت باز شود.-دو. در «آنکه میشنود»، یاد میگیریم از هیاهویِ نقشهایِ اجتماعی فاصله بگیریم و به سکوتِ مطلقِ «شاهد» متصل شویم.-سه. در «ساقیِ درون» میآموزیم که چگونه از «میهمانِ» جهانبودن، به «میزبانِ» هستیِِ خویش ارتقا پیدا کنیم.این کتاب، جادهایست که با قدمهایِ تو سنگفرش میشود. اگر حاضری برای «واقعیبودن»، بهایِش را بپردازی، پس خوش آمدی.اینجا، نقطهیِ آغازِ گشتگیِ توست.