کتاب پارادایم های تحقیق در علوم انسانی, نورمن بلیکی, حمیدرضا حسنی, پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
برشی از کتاب:
مروز و نقد پارادایم های علوم
انسانی
انقلابهایشان فراهم آورده است.
بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، ایده های او را با شور و
شوق دنبال کرده اند برای مثال، رگ فردریکز (۱۹۷۰)
نقد لاکاتوش
بر پارادایم عقل گرایی انتقادی
نقد مشهور و
البته همدلانه تر دیگر از عقل گرایی انتقادی مربوط به لاکاتوش (۱۹۷۰) است. لاکاتوش
در مقام رد کردن دیدگاه عقل گرایان نقاد مبنی بر جزء جزء بودن ماهیت علم این ایده
را مطرح میکند که رشد علم ماهیتی پیوستار دارد که در یک برنامه پژوهشی به انجام
میرسد. این برنامه در بردارنده قوانین روش شناختی است؛ برخی از این قوانین به ما
می گویند از کدام شیوه های تحقیق باید اجتناب کرد جنبه) (سابی و برخی دیگر میگویند
کدام شیوه ها باید دنبال شود (جنبه اینجایی) (۱۹۷۰) (۱۳۲) خصوصیت اصلی یک برنامه
پژوهشی هسته سخت آن است که نمیتوان آن را کنار گذاشت با اصلاح کرد یک کمربند محافظ
مشتمل است بر فرضیه های کمکی که برای حفاظت از هسته سخت باید ابداع و اظهار شود
این کمربند محافظ متشکل از فرضیههای کمکی است که باید فشار آزمونها را تحمل کند و
اصلاح با مجدداً اصلاح شوند یا حتی به طور کامل جایگزین گردند تا از هسته سخت دفاع
کند (۱۹۷۰) ۱۳۳) یک چنین برنامه پژوهشی اگر پدیده های تو را پیش بینی کند به عنوان
یک برنامه پیشرو، و اگر نتواند چنین کاری را انجام دهد به عنوان یک برنامه رو به
زوال آ در نظر گرفته می شود. تا زمانی که نظریه ای پیشرو باشد. دانشمندان به توسعه
آن می پردازند، حتی اگر شواهد این نظریه را تأیید نکند. در عین حال ممکن است یک
برنامه پژوهتی به علت رو به زوال بودن کنار گذاشته شود حتی اگر ابطال نشده باشد؛
البته این برنامه با آزمایش فیصله بخش ۲ کنار گذاشته نمیشود بلکه صرفاً به فراموشی
سپرده می شود. گرچه ممکن است. این برنامه در مرحله بعد دوباره احیا شود. لاکاتوش
معتقد بود که چون برنامه های پژوهشی تاریخ علم را رقم میزنند از این رو پیشرفت
معرفت علمی را فرایندی منظم و کارامد می سازند زمینه نسبتاً مطمئنی برای عمل کردن
و نیز دستورالعملهایی برای کارهای دانشمندان در اختیار آنهاست.