میگویند هر ملتی که سقوط میکند به شمار شهروندانش قصه دارد. در آگوست ۲۰۲۱، وقتی کابل آخرین روزهای جمهوریتش را میگذراند و هراس در خیابانهایش موج میزد، هزاران نفر در جستوجوی راهی برای فرار بودند. «کجای شب پنهان شوم» روایتی صمیمی و تکاندهنده از آن روزهاست؛ روزهای سقوط کابل و افغانستان. حمیرا قادری در میان آن التهابها بیش از هر چیز به شهرش میاندیشید؛ به خانهای که ساخته بود، به خانوادهای که دوستش داشت، به کتابی که ناتمام مانده بود و به مردمی که ناگهان در آستانهی تاریکی ایستاده بودند. او قصهی سقوط شهرش را از پشت پنجرهی خانهاش، از دل گفتوگوهای خانوادهاش، از خیابانهای کابل و از نگاه تنها فرزندش تعریف میکند. این کتاب ادای دین حمیرا قادری به کابل و مردمش است؛ قصهی فقدان، دلبستگی و لحظهای که انسان ناچار میشود میان ماندن و رفتن یکی را انتخاب کند.«من از سال ۲۰۲۱ گذشتهام، اما از کابلِ ۲۰۲۱ نگذشتهام؛ کابل خانهام بود، زندگیام بود و مرگـم.»