بیش از یکونیم سده است که آبادانی مهمترین دغدغهی نظام حکمرانی و مدیریتی این سرزمین بوده و برای نزدیک به هفت دهه نیز ثروت حاصل از فروش نفت به کمک تحقق رؤیای آبادانی آمده است. علیرغم تمامی کوششها بعید است که امروزه کسی ایران را کشوری توسعهیافته بداند. خصوصا اگر از خسارتهای وارده بر اثر کنش این دوران چشم نپوشیم و آنها را در ترازوی هزینهی فایده بگذاریم.این روند تغییر نمیکند مگر آنکه زمینهی طبیعی و تاریخی و فرهنگی ایران مدنظر قرار گیرد؛ چیزی که بهزعم نویسنده کاملا مغفول مانده است. اکتفا به زمین و امتناع از زمینه مهمترین ابتلائی است که مدیران و برنامهریزان خصوصا در هفت دههی اخیر به آن دچار شدهاند و اگر همچنان قصد زیستن در این سرزمین را داریم، راهی نیست جز آنکه دوباره به مطالعهی تجربهی تاریخی زیست در این سرزمین پررمزوراز بپردازیم. کتاب پیش رو تلاشی است در این راستا.