من یک حرف گوشهگیر هستم.
چطور میشود «خودم» بمانم، درحالیکه «بیشتر از خودم» هستم؟
«گوشهگیر»، قصهی «س» است؛ حرفی که از وسط صفحه فرار میکند و ترجیح میدهد از بقیه فاصله بگیرد. «س» نگران است که اگر بقیهی حروف به او بچسبند، دیگر خودش نباشد. تا اینکه یک روز «م» به او میگوید: «ولی اگه بتونی درحالی که خودت هستی، بیشتر از خودت هم باشی چی؟» و بعد اتفاقی میافتد که مسیر زندگیاش برای همیشه عوض میشود...
محمدرضا ماندنی در این روایتِ خلاقانه، انسانیترین مفاهیم را از زبانِ حروف الفبا بیان میکند. داستان ساده اما عمیقی که خوانندگان از هر ردهی سنی، بهراحتی با آن ارتباط برقرار خواهند کرد. «گوشهگیر» دربارهی ترسهای ما آدمها از نزدیکشدن به یکدیگر است؛ درمورد یکی از بزرگترین تناقضاتِ روابط انسانی: چطور میتوانیم بدون گُمکردن خودمان، آدمهای زندگیمان را پیدا کنیم؟ یا اینکه اگر هرکدام از ما بهتنهایی کامل هستیم، پس چرا به دیگران نیاز داریم؟
بیایید باهم به دنیای حروف برویم که مهمترین ابزار انسانها برای ارتباط با یکدیگرند و ماجرای «س» را دنبال کنیم، حرفی که حرفهای زیادی برای گفتن دارد.