در طول راه تا رسیدن به خانه مادربزرگ با بچه ها درباره نان خریدن نقشه می کشیم. قرار میگذاریم هر کسی بیست تا نان بگیرد حتی خود آقا داوود، که روی هم بشود صد تا نان و برای اینکه کسی شک نکند قرار میشود جدا جدا وارد صف بشویم و نان بخریم انگار همدیگر را نمی شناسیم و بعد از اینکه نان خریدیم برویم پیش وانت آقا داوود که چند کوچه آن طرف تر از نانوایی پارک میشود. وارد کوچه مادر بزرگم میشویم؛ بوی زعفران و گلاب همه کوچه را پر کرده بو، بوی حلوای مادر بزرگم است واقعاً حلواهایش بی نظیر است.
مادربزرگ که به خاطر پادرد نمی تواند به تظاهرات بیاید، با حلوا پختن و درست کردن بسته های نان و حلوا، یک جوری خودش را در مبارزه سهیم می کند. و اینها را از حاج خانم که من بی بی خدیجه صدایش میزنم، یاد گرفته.
مادربزرگ از وقتی با او دوست شده، روحیه اش به کلی فرق کرده. بی بی خدیجه همسر حاج سید جواد و مادر شجاع حاج آقاست که در تمام مشهد، کمتر مثل او پیدا میشود بیبی از صد تا مرد شجاع تر است. داستان دوستی مادر بزرگم با مادر حاج آقا، بر می گردد به اولین باری که ساواک عمو جوادم را دستگیر کرد.
عمو جواد کوچکترین پسر مادر بزرگم است؛ جوانی سی ساله که کتاب فروشی داشت و کتاب فروشی اش پاتوق دانشجوهای انقلابی بود. ساواک به خاطر فروش چند کتاب از دکتر شریعتی - که جزو کتابهای ممنوعه بوده - عمو جوادم را دستگیر کرد و مغازه اش را بست.
کتاب چغک روایت جذابی از وقایع تاریخی انقلاب اسلامی ایران و نقش آیتالله خامنهای در رهبری مبارزات مردم در شهر مشهد است. داستان براساس رویدادهای روزهای نهم و دهم دیماه ۱۳۵۷ در مشهد شکل میگیرد. ماجراهای این دو روز، از مهمترین اتفاقهای دوران مبارزات مردم ایران علیه رژیم شاهنشاهی است که در کتاب چغک بهخوبی تصویر و روایت شده است.
سبک داستانی کتاب، سبکی است که بیشتر با عنوان «سینما رمان» شناخته میشود؛ سبکی که در آن نقاشیها، پا به پای متن جلو میآیند و خود، مستقلا، روایتگر قسمتی از داستان میشوند.
داستان با تصاویری از کوچه پسکوچههای مشهد آغاز میشود. نیمههای شبی مهتابی و در فضایی ملتهب، پسربچهای در کوچهها پرسه میزند و شاهد رویدادهای بسیار عجیبی است. محمدمهدی نوجوانی است که با سنوسال کم و قدوقوارۀ کوچکش، کارهای انقلابی بزرگی میکند. او در جمع انقلابیون مشهد جایگاه ویژهای دارد، از نزدیک شاهد حضور آیتالله خامنهای در جریان مبارزات مردم است، با ایشان رابطهای صمیمی و نزدیکی دارد و از سوی ایشان «چغک» نامیده میشود؛ چغک یعنی..
این داستان بر سه پایۀ اصلی استوار است:
1. وقایعی که در این دو روز در مشهد مقدس اتفاق افتاده بود؛ که بخش اعظم و مهم آن وقایع، در داستان آمده است.
2. خاطرات آیتالله خامنهای از ماجراهای نهم و دهم دیماه.
3. شخصیت نوجوان زبر و زرنگی که در آن ایام، چغک نامیده میشد.