کتاب تحلیل و واکاوی جنگ صفین, نجم الدین طبسی, دلیل ما
برشی از کتاب:
امیر
المؤمنین به آنها فرمودند آنچه را که مدنظر دارید بگویید تا در مورد آن فکر کنیم.
شرحبیل بن سمط به نمایندگی از شامیان ایستاد و گفت: ای اهل عراق، خداوند بین ما و
شما به دلیل نسبتهای فامیلی و خویشاوندی که وجود دارد حقوقی را قرار داده که باید
آن را ادا نماییم یا ابا الحسن ما می دانیم تو سابقه ای در اسلام داری و داماد
پیامبر بودی فقیه در دین هستی و تجربه و شرفی داری که خداوند می داند. تو خودت خوب
میدانی که این جنگ به دلیل تعصبات جاهلی شکل گرفته و به همین دلیل انسانهای زیادی
کشته شده اند. ما از تو می خواهیم که به عراق برگردی؛ ما هم به شام بازگشته و آنجا
را در اختیار ما بگذاری تا خون مسلمین بیشتر از این ریخته نشود.
امير المؤمنین پس از سخنان شرحبیل
به او گفتند به خدا سوگند! من پیش تر به
این پیشنهاد
شما توجه کرده و تمام ابعاد آن را سنجیدم و آنقدر در آن تأمل کردم که خواب را از
چشمانم ربود، اما در نهایت به این نتیجه رسیدم که با باید با شما بجنگم و یا اینکه
به دین محمد کافر شوم به خدا قسم دوست دارم که خون مسلمین را با نثار جان خودم حفظ
کنم به معاویه بگویید که از سپاهش خارج شده و به صحرا بیاید و هر دو مباهله کنیم و
از خداوند بخواهیم که فرد گمراه بوسیله فرد محق کشته شود. سپس با یکدیگر مبارزه
کنیم هر کدام که پیروز شد همه به او بپیوندیم و جنگ خاتمه یابد، زیرا او برحق است.
به خدا قسم هر کسی که در کنار معاویه کشته شود، جایگاهش آتش جهنم است.
شامیان که قاطعیت و صراحت امیرالمؤمنین
را دیدند متوجه شدند که چیزی به غیر از شمشیر بین آنان حکم نخواهد کرد.
. فلما فرغ
علي من كلامه تكلم عمرو بن العاص، فحمد الله وأثنى عليه ثم قال: أما بعد فإن عثمان
و جعل ما أصابه كفارة لذنوبه قد كان أفضل أصحاب محمد حسباً ونسباً و قدماً وصهراً،
فالله حسیب قاتله وخاذله وأيم الله إننا لتعلم أن علياً ومن معه من المهاجرين
والأنصار قد كانت لهم سوابق...