کتاب آ سید علی آقا, سید هادی طباطبایی, کتاب جمکران
برشی از کتاب:
حضرت ابا الفضل عنایتی دارد و دل به پشتوانه و عنایت حضرتش
قوی داشتیم.
بسیاری اما به این کشف و کرامات بسنده کردند برخی می آمدند
و از جزئیات احوال خود سخن میگفتند. آقا حسن علی به نزد ما بود و میدید که بسیاری
می آیند و کلامی می گویند و کراماتی بیان میکنند ما هم سری تکان داده و بله ای می
گفتیم. برای آنکه آقا حسن علی را تعلیم دهیم به او می گفتم که آدم از دست اینها
بیچاره میشود یعنی چاره ای ندارد می آید و می گوید: «لا اله الا الله لاحول و لا
قوه الا بالله.» به ظاهر سخنش درست است اما هیچ نمی فهمد. اگر صد درصد تأییدش کنی
خیال میکند فهمش درست است اگر صد درصد ردش کنی، گمان می کند ظاهر آن سخن هم مردود
واقع شده یا اصل مطلب هم ناصحیح است. در حالی که فهم کج مردود است.
بارها افرادی
می آمدند و از ما تأیید میخواستند. به ایشان می گفتیم: «بله کارهایت درست است همه
چیزت درست است ولی باید مواظب باشی و بدانی که محبوب و معبود تو اجل از این سخن
هاست. آقا حسن علی هم این سخنان را میشنید و می دانست که به این امور اندک نباید
دل خوش کرد.
بعدها که آقا
حسن علی هم به کراماتی رسید دانست که نباید چندان سخنی بگوید. باید که کتوم باشد
از احوالات خود کمتر سخن گوید. او اگر سخنی هم نقل میکرد میگفت که یکی از دوستان بیان
کرده است. مرام نیکی برگزیده بود. نباید به این کرامات سخنی در عرصه عموم میگفت
اگر می گفت هم انتسابش را باید به دیگری می داد. همگان را فهم درک این امور نبود و
می بایست به احتیاط در این مسیر قدم می نهاد.
اما آقا حسن
علی بسیار دریا صفت بود به کراماتش دل خوش نبود. هرچه بر او می چشاندند، سیری نمی
پذیرفت. بعدها که به محفل حاج آقا انصاری همدانی رفت هم ایشان سخن حق در وصفش گفت
آقای انصاری گفته بود: «حساب شیخ حسن علی
از تمام کسانی که اینجا می آیند جداست. اگر دریایی از معارف...