«عاقبت» از موضوعاتی است که غفلت از آن باعث کجروی انسان در زندگی میشود و پایانی ناخواسته برایش رقم میخورد. عاقبت اندیشی در دو حیطه مطرح است: اوّل، دوراندیشی نسبتبه مجموعۀ زندگی بهطورکلّی و تفکّر در اینکه دفتر زندگی او در دنیا چگونه بسته میشود. دوّم، عاقبت اندیشی در مورد هر عملی است که انسان در زندگی خود انجام میدهد. عاقبت اندیشی در هر کدام از ابعاد وجودی انسان مطرح است، در بعد عقلانی، صحت و سقم اعتقادات است، در بعد قلبی، قوت و ضعف ایمان است، در بعد نفسانی، ملکات حسنه و سیئه است و در بعد اعمال جوارحی، اعمال واجب و معاصی است. یکی از راههای عاقبت به خیری، کسب تقوای الهی است. راه دیگر، بزرگ شمردن حق است که اثرش این است که نعمتهای او را در معاصی بذل نکند. راه دیگر، مراقبت از عدم غرور در ربط با بردباری خداوند است و راه دیگر، اکرام کردن به محبّین اولیای خدا؟عهم؟ است.
پیشبینی مربوطبه کسی است که آینده رامیبیند، پیشبینی مربوطبه شیخ فضل الله نوری بود، پیشبینی مربوطبه امامخمینی؟رضوت؟ بود که یک شخص کمونیست اعتراف میکند او مافوق زمان بود[1]، در مکان نمیگنجید. اگر پیشبینی را که او کرد، جدّیتر گرفته بودیم، ما به این روزگار نمیافتادیم. کمونیست است و خدا را هم قبول ندارد، امّا شعورش بیشتر از بعضی از مسلمانهای ماست که سُست عنصر اسلامی هستند. این همه راجعبه آینده سفارش کرد، ولی یا نشنیده گرفتیم یا زیر سؤال بردیم یا عملاً پایمالش کردیم.
[1]. منظور استاد سخنان میخائیل گورباچف، آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی است که گفته بود: معتقدم آیتالله خمینی؟رضوت؟ فراتر از زمان میاندیشد و در بُعد مکان نمیگنجد.
عاقبت اندیشی به طور کلی به چه معنا است؟
خوف ستایش شده به چه معنا است؟
سرآمد خوف ها چیست؟
خوف از جحود به چه معنا است؟
چگونه میتوان به خاتمۀ کار اطمینان داشت؟
آیا هنگام مرگ همۀ حجاب ها کنار میرود؟
چرا انسان هنگام مرگ تیزبین میشود؟
چگونه یک خلاف به خلاف های دیگر تسری مییابد؟
چگونه باید در عاقبت کار عقل، قلب، نفس و اعمال اندیشه کرد؟