اهمیت کلام «الاهی» بودن قرآن در واقع توجه به اضافه ی کلام به خداوند متعال و یا به سخن دیگر ماهیت این تکلم خاص است. قرآن نه سخن گفتنی از سنخ سخن گفتن بشر و نه گوینده ای هم سنخ بشر است که تکلمی مشابه با تکلم بشر و از گوینده ای مشابه با بشر داشته باشد که لزوماً نتیجه آن یگانگی و اتحاد در قواعد دلالی زبانی باشد. به دیگر سخن باید توجه کرد که خداوند بی مشابهت با مخلوقات است. افعال او نیز نامشابه با افعال مخلوقات خویش است. کلام او که فعل اوست نیز نامشابه با کلام بشر است. عمده ترین وجه در این عدم تشابه نیز در ماهیت کلام الاهی نهفته است. کلام الاهی نور، علم، هدایت به پروردگار و تجلی خداوند دانسته شده است. اساس قرآن نیز تذکر به نور عقل و علمی دانسته شده است که کاشف حقایقند. از این روی قرآن «ذکر» و «تذکره» نامیده شده است. قرآن به منظور هدایت و دعوت به سوی پروردگار و شناخت و بندگی او نازل گردیده است. بنابراین مهمترین هدف قرآن که تجلی خداوند در کلامش میباشد، خارج ساختن مردم از ظلمت به سوی نور و هدایت به معروف فطری بشر دانسته شده است. این مهم از طریق تذکر به عقل و احکام آن و خداوند که معروف فطری بندگان است صورت پذیرفته همچنین جهت ملحوظ در بیان احکام در قرآن نیز دعوت به همین سوی است. بنابراین یا دعوت به احکام ذاتی و عقلی است. که به نور عقل کشف میگردند و یا دعوت به احکام تعبدی است که پایه در اصل عقلی دارند. درباره تبیین حقائق هستی که آن نیز در راستای شناخت پروردگار و تذکر به آیات او و ... است نیز بنای قرآن بر تکمیل بندگان بدان گونه است که به کشف و شناخت عقلی آنها نائل آیند. به سخن دیگر کلام الاهی که کلامی بی مشابهت (نامشابه) با سایر کلامها کلام مخلوقها است آنرا دارای ویژگیهای خاصی کرده است که کار تربیت همه ی مردم در همه ی دورانها و تبیین همه ی چیزها برای مخاطبان مختلف را بر عهده گیرد. به این منظور است که در کلام خداوند و در بیان صاحبان علم کتاب تصریح شده است که این کلام، تاویل و تفسیر و ظاهر و باطن و حد و مطلع و تخوم و ... دارد. با استفاده از همین ظهور و بطون و تاویلهاست که داستان امتهایی که هنوز نیامده اند را بیان میکند. چه بسیار علوم و حقایقی است که مثلاً در کلام حضرت رضا برای دانشمند فهیمی چون عمران صابی از همین آیات تبین شده در حالیکه اصحاب پیامبر ظرفیت شنیدن آنرا نداشته اند. این ویژگی منحصر به فرد قرآن است که کلامی با صفات خاص دارد که تبیین همه ی چیزها را در خود جای داده است. همین امر نیز سبب گردیده که اساس قرآن بر سوق تدریجی مردم به سوی کمالات قرار گیرد. بندگان بسته به تعلیمی که از پیامبر می گیرند و تقوایی که می ورزند به کشف حقایق بیشتری نائل میگردند. همچنین بر کسی پوشیده نیست که اگر بنای معلمی بر تربیت و تکمیل متعلمی بصورت تدریجی قرار گیرد، بی شک دانش را به مرور و در طی یک فرآیند ویژه ای به او اعطا می کند