رمان قصر آبی داستان فراموش نشدنی از شجاعت و عشق دختری به نام والنسی است که هیچ عشقی را در زندگی اش تجربه نکرده است . والنسی یک روز تصمیم می گیرد که به زندگی بی روح و کسل کننده ای که همیشه به او تحمیل شده خاتمه دهد و روزهای باقیمانده عمرش را آنگونه که دوست دارد زندگی و عشقی واقعی را تجربه کند من در همه زندگی سعی کردم دیگران را راضی نگه دارم و هیچ وقت هم موفق نشدم . از این به بعد باید خودم رو راضی نگه دارم .همیشه با دروغ و تظاهرزندگی کردم . گفتن حقیقت چه حس خوبی به آدم میده . شاید نتونم کاری رو که می خوام انجام بدم اما مجبور هم نیستم کاری را که دوست ندارم انجام بدم