در قاره یا پرایمی یامادیفای. مادیفای ها توانایی های خارق العاده ای دارند. اما قدرت دست پرایم هاست. و تنها یک قانون وجود دارد: اگر متفاوتی, زنده نمی مانی. رن دارلینگتون از کودکی در سایه زندگی کرده, با نیروهایی ممنوعه و گذشته ای رازآلود. اما در چنین دنیایی راز ها محکوم به مرلاشدن هستند. یک اشتباه ساده, رن را در مسیر دشمن قرار می دهد و او مجبور می شود بین زندگی در سایه و پذیرش چالشی مرگبار یکی را انتخاب کند. او وارد دنیایی می شود که دروغ, خیانت و بازی قدرت قانون اصلی آن است. برای بقا باید نقش بازی کند, قدرت هایش را پنهان نگه دارد. اما میان دیوارهای پر از راز و دشمنانی نامرئی, فرمانده ش, کراس ردن, حضور دارد, فرماندهی جدی و شکاک که همه چیز را می بیند و بزرگترین چالشی است که رن تاکنون با آنم روبه رو شده. مردی جذاب, مرموز و غیرقابل پیش بینی. او تنها کسی است که می تواند برای آینده رن تصمیم بگیرد. در دنیایی که هر تصمیم می تواند کشنده باشد و هر قدم اشتباهی مرگبار, رن تنها سه قانون دارد, دروغ بگو, اعتماد نکن, عاشق دشمنت نشو. آیا این قوانین کافی خواهند بود تا زنده بماند و عملیات را جلو ببرد؟