داستان دربارهی شش ماه آخر زندگی اشتفان سوایگ، نویسندهی مطرح اتریشی، است که بهدلیل جنگ جهانی دوم و کشتار یهودیان همراه با همسرش مجبور به ترک وطن شده. آنها ابتدا به لندن و بعد به نیویورک میروند، اما بهدلیل مشکل تنفسی لُته، همسر اشتفان، بهاجبار پتروپولیسِ برزیل را برای سکونت انتخاب میکنند. در طول سکونتشان تمام فکر و ذکر سوایگ به وطن و شرایط بحرانی آنجا مشغول است. غم غربت، آسودگی خاطر و قلم نویسندگیاش را از او گرفته و او را به آدمی افسرده بدل کرده است. حتی با پایان جنگ و دیدن جشن و شادی مردم هم حالوروز خوبی ندارد، چون از آیندهی جهان مطمئن نیست و ناامید شده. او که به نظر میرسد زمان مرگش را حدس زده، در آخرین روزهای عمرش بدون تحمل کوچکترین درد جسمانی به استقبال پایان خود میرود. نظر یکی از مخاطبان دربارهی کتاب: «این رمان داستان واقعی نویسندهای را توصیف میکند که گذشته برایش زندهتر از حال است و نویسنده احساسات و عواطف اشتفان را ماهرانه به تصویر میکشد؛ بهگونهای که خواننده بهسادگی توان همدلی با او را پیدا میکند.»لوران سکسیک (1962) پزشک و نویسندهی فرانسویست که از سال 1999 وارد حرفهی نویسندگی شده است. اغلب آثار او جوایز متعددی را در فرانسه کسب کردهاند. از میان آثار متعدد سکسیک، رمان حاضر بیشتر موردتوجه قرار گرفته و به بیش از پانزده زبان دنیا ترجمه شده است.