افسانهی میگسار قدیس، مجموعهی سه داستان بلند بسیار مشهور از یوزف روت است، شامل «وزنهی نادرست»، «افسانهی میگسار قدیس» و «لویاتان.»
یوزف روت، روزنامهنگار و رماننویس اتریشی عمدهی شهرتش را مدیون آن دسته از آثارش است که به زندگی پس از جنگ در اروپا میپردازد. مارش رادتسکی، ایوب و افسانهی میگسار قدیس از آثار شاخص اویند.
در سالهای ۱۹۳۰ آثار روت کمتر به مسائل روزمره میپرداختند و نوعی نوستالژیای ماخولیایی نسبت به زندگی اشرافی اروپای مرکزی قبل از ۱۹۱۴ پیدا میکنند. غالب شخصیتهایش ولگردهای بیخانمانیاند بهدنبال مکانی برای زندگی، بهخصوص مهاجران اتریش قدیم و یهودیها که با سقوط امپراتوریهای گذشته خانهی حقیقیشان را از دست دادهاند.
این رویکرد گذشتهمحور روت بهنوعی در تقابل با رویکرد ملیگرایانهی زمانهاش است که در قالب نازیسم شیوع پیدا کرده بود. با ذکر این نکتهی مهم که روت یهودی بود و در اوج به قدرت رسیدن هیتلر کشورش را برای همیشه به مقصد فرانسه ترک کرد.
افسانهی میگسار قدیس آخرین اثر شاخص روت، بهشکلی غمانگیز شبیه روزهای آخر عمر خود اوست که دائمالخمر و بیخانمان شده بود و در تنگدستی و در یک گرمخانهی مخصوص تهیدستان مرد.