کتاب دزیره, نوشته آن ماری سلینکو, ترجمه ایرج پزشکزاد, انتشارات فردوس
در نوامبر سال گذشته چهاده سالم تمام شده است و پاپا به مناسبت جشن تولدم یک دفتر قشنگ به من هدیه کرده است. البته حیف است که این صفحه های سفید قشنگ را سیاه کنم. این دفتر به شکل جعبه ساخته شده است و در آن یا کلید بسته می شود. هیچکس حتی خواهرم ژولی از آنچه روی صفحات آن نوشته شود مطلع نخواهد شد. این آخرین هدیه پاپای خوب من است.
اسم پاپا فرانسوا کلاری بود و در مارسی تجارت پارچه ابریشمی می کرد. دو ماه پیش بر اثر ناخوشی ورم ریه ها از دنیا رفت.
وقتی این دفتر را بین سایر هدایا روی میز دیدم پرسیدم: توی این دفتر, چه باید بنویسم؟