رضا (شاه) اهل نماز و روزه نبود و برای خودش استدلالی داشت که با ما در میان میگذاشت رضا میگفت مگر خدا عرب است که ما باید روزی پنج نوبت با او عربی صحبت کنیم؟ روزه هم نمی گرفت و می گفت انسان هر وقت گشته می شود باید غذا بخورد والا دچار مریضی خواهد شد. رضا می گفت اسلام دین و آیین عربهای بیابانگرد است و قبل از اینکه عرب ها خدا شناس شوند ایرانیها خدا شناس بوده و پیامبر خودشان را داشته اند. او اوایل زرتشت را نمی شناخت اما بعد از کشف تخت جمشید و بیرون آوردن خرابه های تخت جمشید از زیر خاک فوق العاده به تاریخ باستانی ایران علاقه مند شد. به طوری که در ساعات بیکاری و فراغت از اهل علم میخواست تا برایش مطالب تاریخی تعریف کنند.
افرادی مثل ادیب الممالک و عبدالله مستوفی و کسروی و امثالهم پیش رضا می آمدند و از تاریخ گذشته ایران داستانهای شگرف میگفتند. در آن ایام، حدوداً سال (۱۳۰۰] شمسی به بعد اگرچه سختگیری ایام قاجارها اعمال نمی شد، اما مردم همچنان از روزه خواری در ملاء عام خودداری می کردند.
اگرچه در این ایام مستخدمین دولت اکثرا روزه می گرفتند، ولی شب نشینی و بیداری تا صبح و مجالس قمار به راه بود. روزه خورهای ادارات هم مجبور بودند حفظ ظاهر کنند. بنابراین لیوان آب یخ را پس پرده یا پشت مبل پنهان میکردند و اگر دندان گیری هم برای خود فکر کرده بودند. در کشو میز بود!
در کوچه و بازار هم کسی سیگار نمیکشید و روزه خور علنی دیده نمی شد. و اجمالاً شهر منظره ی ماه رمضان داشت. البته دیگر در مسجدها قالیچه های جانماز اعیان و اشراف پهن نمی شد زیرا متوجه شده بودند رضا برخلاف قاجارها میل دارد ایران را به درجه ی ممالک پیشرفته اروپایی برساند و بساط این گونه تظاهرات مذهبی را جمع آوری نمایدا بر خلاف اعیان و اشراف کسبه و تجار و مردم معمولی و طبقات عوام مساجد را پر میکردند.
اوایل توپ افطار و سحر منظماً شلیک می شد و موقع خوردن و نخوردن را اعلام می کرد. این توپها در میدان توپخانه مستقر بودند دید و بازدیدهای معمولی و رایج بعد از افطار شروع میشد و اگر مجلس تا ساعت سه و چهار از شب رفته دراز می گشت سینی های شب چره که حکما زولبیا بامیه و پشمک و قطاب و نان پنجره و گوش فیل و پفک یعنی اساس شب چره ماه رمضان را ضمیمه داشت برای میهمانان می آوردند ولو اینکه هم میزبان و هم میهمانان هیچ کدام اهل روزه و روزه داری نبودند!
حنا هیأت دولت، وزرا و اعیان اشراف اگر مجلس عصرشان طولانی می شد و موقع افطار می رسید توپ که در میرفت با اینکه همگی به اتفاق جزو روزه خواران نبودند. مشغول افطار می شدند بعدها که حکومت قوت و قدرت و قوام زیادتری پیدا کرد، اظهار داشت که می خواهد جلو این آخوند بازیها را بگیرد در این جا رضا سیاست مخصوصی را به کار بست و دستور داد تا توپ افطار و سحر را بی ترتیب و نامنظم در کنند!