طبق آنچه در قرآن مجید آمده است استفاده از جادو در زمان حضرت موسى او قوم یهود رواج داشته و گویا در زمان حضرت سلیمان به صورت دانشی منسجم درآمده است. در اینکه آیا سحر واقعیت دارد یا جزء خرافات است بین اندیشمندان مسلمان اختلاف نظر وجود دارد و دو نظریه مشهور بیان شده است
الف: برخی سحر را خرافه میدانند و معتقدند سحر، حقیقت ندارد بلکه صرف تخیل، شعبده و چشم بندی است؛ علامه مجلسی، صاحب بحار الانوار میفرماید بیشتر علما بر این عقیده اند که سحر از خرافات است. آنان که میگویند سحر از خرافات است به ماجرای حضرت موسی و ساحران در قرآن استدلال میکنند. طبق آنچه در قرآن مجید آمده است فرعون مجلسی آماده کرد و در آن از ساحران خواست که با حضرت موسی مقابله کنند. ساحران مصر طناب هایی را روی زمین انداختند و با شگردهایی آنها را به صورت مار جلوه دادند. وقتی حضرت موسی به اذن و فرمان خدا عصای خود را روی زمین انداخت آن به مار یا افعی تبدیل شد و جادوی جادوگران را بلعید. خداوند در قرآن می فرماید: این کار جادوگران صرفاً چشم بندی بود و مردم خیال میکردند که آن نخها و ریسمانها به صورت مار واقعی درآمده است. ب اما از علمای مسلمان کسانی هم به واقعیت داشتن سحر معتقد هستند. علامه طباطبایی، صاحب تفسیر ارزشمند المیزان می فرماید: درباره تأثیر اراده در افعال خارق العاده سحر کهانت و احضار ارواح جای هیچ تردیدی نیست که برخلاف عادت جاریه افعالی خارق العاده وجود دارد؛ حال، یا خود ما آن را به چشم دیده ایم و یا آنکه به طور متواتر از دیگران شنیده و یقین پیدا کرده ایم و بسیار کم هستند کسانی که از افعال خارق العاده چیزی کم یا زیاد ندیده و نشنیده باشند و بسیاری از این کارها از کسانی سر می زند که با تمرین نیروی انجام آن را یافته اند؛ مثلاً می توانند زهر کشنده را بخورند و یا بار سنگین و خارج از طاقت یک انسان عادی را بردارند و..... اساساً کسانی که سحر و جادو را دارای واقعیت می دانند، به مشاهدات تجربی مکرر استناد میکنند. مثلاً اینکه دیده شده بر اثر سحر محبتی از شخصی در دل دیگری ایجاد شده یا زن و شوهری صمیمی بر اثر سحر و جادو از هم جدا گشته اند و یا اینکه اموال سرقت شده یا گم شده با سحر و جاد و پیدا می شوند.