... مغزهای بزرگ آن گاه که آویزه یک حقیقت میشوند آن را برای خود از نو بازسازی نموده و از ترکیب بازسازیهای مکرر خود دنیایی را برمی افرازند که به هنگام رویارویی می توان قوت و ضعف آنها را مورد ملاحظه قرار داد. آری مغزهای مقتدر طبق مشی و منش ذاتي مغز دنیای مرسوم و متداول ذهن و عین را ملغی کرده و با بهره گیری از امواج درونی و ادراک های فکری خود دنیایی تازه با نگاههایی نو و حتی واژگانی بدیع سازمان می دهند که ممکن است نتایج عجیب و غریبی در پی داشته باشد. بی گمان شخصیتهایی مثل دیوید هیوم با روش مواجهه خاص خود و آنگاه نفی و انکارهایی که اثبات هایی جدید از متن آن جوانه می زند راه مغز خودش را می روند نزاع مغز با خویشتن و آنگاه تکوین نبرد مغزها آری رسالت مغزهایی چون دیوید هیوم برتراند راسل زیگموند فروید و فردریش نیچه همان است که انجام داده اند و رسالت مغزهایی چون محمد تقی جعفری همان است که انجام داده و بر قلم آورده اند. داوری در خصوص ابعاد و آفاق این دو نحوه رسالت مغزی بر عهده تاریخ متفکرانی است که از پشت قله تاریخ به عرصه تفکر وارد خواهد شد